به گزارش پایگاه خبری «راه آرمان»؛ معلم «شهیده طاهره اشرف‌گنجویی» يكم بهمن ۱۳۴۸، در روستا‌ی سرآسياب‌ فرسنگی از توابع ‌شهرستان‌ كرمان چشم به جهان گشود. 

طاهره فرزند دوم خانواده بود و با دیگران کاملاً فرق داشت او همانند اسمش طاهر و پاک بود، دوران تحصیل را که به پایان رساند شغل معلمی را برگزید، آرزوی همیشگی او این بود که بتواند برای مردم خدمتی انجام دهد.

او تا پايان مقطع كاردانی در دانشگاه تربيت معلم درس خواند و شغل معلمی را انتخاب کرد و برای همین وقتی مسأله تدریس در روستای دورافتاده بارگاه مطرح شد، وی با خوشحالی و بدون هیچ تردیدی این پیشنهاد را پذیرفت و پا در راه خدمت به مردم روستا گذاشت.

او نه تنها برای دانش‌آموزان روستا معلم بود، بلکه برای پدر و مادران آن‌ها نیز مشاوری امین و ماهر به شمار می‌آمد. هرچه را که می‌توانست به آن‌ها می‌آموخت تا سطح فرهنگ و معنویت‌شان را بالا ببرد، برای همین در میان مردم روستا به خانم پیشوا معروف شده بود.

عشق عجیبی به حضرت زهرا (س) داشت و تمام مشکلاتش را با توسل به ایشان حل می‌کرد و برای پشت سر نهادن سختی‌هایش دست نیاز پیش خلقی نمی‌برد. عاشق کمک کردن به اسلام و مسلمین بود. در زمان جنگ. تحمیلی اگرچه نمی‌توانست در خط مقدم حضور داشته باشد، اما با بافتن کلاه و دستکش و فرستادن آنها به جبهه، رزمندگان را یاری می‌کرد.

روزی جنازه یکی از شهدای محله را آورده بودند، طاهره دور تابوت می‌چرخید و می‌گفت: «شهید می‌تواند ٧۰ نفر را شفاعت کند و من مطمئنم که این برادر شهید مرا هم شفاعت خواهد کرد». گویی مطمئن بود که سرانجامش شهادت است. هرجا که قرار بود مجلس، دیگران را یاری دهد و نامش را در طومار خادمین به اهل‌بیت (ع) ثبت کند. شب قبل از شهادت، ارتباط معنوی با حضرت زهرا (س) برقرار می‌کند.

مادرش می‌گوید: «شنیدم که با کسی حرف می‌زد و می‌گفت هرچه را که دوست دارید از من بگیرید، اما خواهش می‌کنم این حالت معنوی را از من دور نکنید.» صبح روز ششم آذر ۱۳۷۱ به همراه مادر با اتوبوس راهی کهنوج می‌شود.

در راه با لحن خاصی که حزن و اندوه در آن موج می‌زند به مادر می‌گوید: «مادرجان! می‌دانید، امشب شب شهادت حضرت زهرا (س) است»‌. بعد چادر را روی صورتش می‌کشد و سر به شیشه اتوبوس می‌گذارد تا در خلوت خویش با بانوی مظلومه دو عالم درد و دل می‌کند. ناگهان صدای تیراندازی بلند می‌شود و اتوبوس می‌ایستد.

مدتی بعد درگیری اشرار تمام می‌شود، اما طاهره همچنان سر به شیشه اتوبوس دارد. مادر از عدم عکس‌العمل او متعجب می‌شود، چادر را از صورتش کنار می زند و تنها چیزی که می‌بیند چهره خونین طاهره است.

آری! طاهره به حضرت زهرا (س) اقتدا کرد و این‌چنین به جمع شهیده‌های مظلوم تاریخ پیوست.

منبع: نوید شاهد

انتهای خبر/ طهماسبی https://armanekerman.ir/vdcfeedyvw6djma.igiw.html


source

توسط mohtavaclick.ir