شَهید مهدی کیخا، فردی با روحیه بازی در راه پاسداری از انقلاب اسلامی

شَهید مهدی کیخا در سال ۱۳۵۴ در شهر کرمان چشم به جهان گشود. دوران ابتدایی خود را در سال ۱۳۵۹ در شهر زاهدان با موفقیت پشت سر گذاشت. سپس وارد دوره راهنمایی در سال ۱۳۶۵ در چابهار شد. در سال ۱۳۶۸ به سپاه پاسداران پیوست و بعد از چند سالخدمت، وارد دانشگاه ملی شد. در سال ۱۳۷۷ به اخذ مدرک لیسانس در رشته الکترونیک نایل آمد و سپس به تهران برای انجام خدمت فرستاده شد.

مهدی کیخا سه سال در شهر مشهد و سه سال در بندرعباس به ماموریت روی آورد و سپس به شهرستان زاهدان منتقل شد. در ۲۶ تیر ۱۳۸۶ در منطقه پیرسوران در یک درگیری با اشرار به درجه رفیع شهادت رسید.

مروری بر وصیت‌نامه شهید مهدی کیخا

پروودگارا، در این برهه از زمان با استعانت از شما و یاری از ارواح مقدس شهداء وصیت‌نامه‌ای می‌نویسم. نمی‌دانم چه چیز را بیان کنم. رحمت خداوند مرا امیدوار ساخته که سعادت شرکت در رزم با کفر را پیدا کردم. اصل وصیت من همین شهادتم است.

اینجانب بر اساس عقیده‌ای که نسبت به اسلام و مکتب شهادت دارم، با عزمی راسخ و اراده‌ای آهنین پا در این راه نهاده‌ام. می‌دانم که در انتهای آن حضرت بقیه‌الله اعظم قرار دارد. آرزوی دیرینه‌ام این است که این لباس سبزی که بر تن نموده‌ام روزی به رنگ سرخ خونم آغشته و من به آن آرزوی شیرین و زیبای خود دست یابم.

پدر و مادر عزیزم: فرزند شما آگاهانه قدم در راه پاسداری از انقلاب اسلامی گذاشت.

دخترم: فاطمه جان، همیشه تو را به نماز و حجاب وصیت می‌کنم. همیشه این شعر را الگوی خود قرار ده: «ای زن به تو از فاطمه این گونه خطاب است، ارزنده‌ترین زینت زن حفظ حجاب است». شهادت پدرت برای او زندگی دوباره‌ای است و یادت نرود که شهداء «عند ربهم یرزقون» هستند. من تو را بدون آنکه تو شاهد باشی نظاره می‌کنم.

در آخر از همسرم می‌خواهم تا فرزندانم را با توکل به خدا و یاری جستن از او با صبر و شکیبایی و قناعت و محب آقایمان حسین (ع) بپروراند تا در زندگی خویش حسین‌وار و زینب‌گونه رشد کنند.

راه حل بالقوه برای بهبود شرایط در سپاه پاسداران

طبیعی است که عمق رابطه این شهید با سپاه پاسداران و سنتی که در آن رشد کرد حائز اهمیت است. اگر بخواهیم تا شرایط را بهتر کنیم، باید تلاش کنیم تا سپاه پاسداران به عنوان یک نهاد جامعه‌ای باشد که افراد مختلف طبق میل خود به آن نیایند و برطبق مهارت و انتخاب‌های فردی خود در آن حرف بزنند. حتی اگر کسی شهادت نداشته باشد، ولی طبق ایده‌ها و احساسات خود در آن شرکت کند.

در واقع ما می‌توانیم پیشتر در میدان‌های مختلف تلاش کنیم تا به همان نسبت افراد زیادی با شور و شوق بیشتری وارد سپاه پاسداران شوند. زیرا هر کس بعد از پیداکردن همان درست دریابد که روزی این لباس سبزی، دست‌های پیروزمند و شانه‌های ارتش شما رنگ سرخ خونم آغشته می‌شود و به همان نسبت می‌انگارد که این هم آگاهی و تجربه‌ای است که ما باید برای بالا بردن سطح خود و تربیت بهتر بسیار تلاش کنیم.

نکتهای مهم و تجربهای

شهدا همگی به تنها مذهب پایبند هستند. تمام ساکنین باید مثل شهدا باشد. به طور کلی، برای پیروزی باید از تجارب کردگان استفاده کرد. بیان zkušenگی‌ا که پشت پرده آن وجود دارد مهم است. صرفاً از شهدا یاد می‌گیریم و قبل از آغاز درگیری ابتدا در این مورد باید تلاش کنیم تا خودمان با استفاده از تجارب نزدیکانمان بتوانیم در این موضوع پیشرفت داشته باشیم.

توسط mohtavaclick.ir