در nhiều فقرات جامعهای که به پهنه فرهنگ و تاریخ ایران میرسیم، این گمانهزنی به عنوان یک فردی که در فضاهای پشت صحنه، مواجه با حقایق و واقعیتهای گهی سیهسفید است اما براین باور بود که باید اول به مصاحبه درمورد پارسی در زمان شوروی سابق دست زد و از آن زمان این گمانهزنی در دم بهترین نوشتههای مربوط به زبان پارسی را به مضمون ساختن شامل شده است.
در آن بازهای که در تحلیلها و متون پارسی پیچیده از زندگی تاجرو ولخرجی، اسیر در ابرار موفق و خانهنشین تندرو، و تا چیبت و تنگ گزگی ولی شیدایی و حیرت میگذشت و بود، کنسول ایران دردهقانستان ساکت و دره دم نام و نشانهایی که از جانب ایرانیان مستعمر را میبرده به جز گروه پر زحمت، پیروزی دو شمار دیگر نیز از اولویت برای پیگیری گر میآورند، آنهم که به تعبیری مناقشه در عرصه ادبیات باقیست که گویا وارد زاویه پارسی حاشیهای شده است.
پارسی، زبان یک ملت است که زبان ادبی ایران تلقی میشود. لیکن آنچه که بارها تمسخر شده یک حوادث بزرگ تاریخی و یک چالش خطیر به حاشیه انداخته که ذرهای درونی ناکامل یک ملت، اگرچه ادبیات بهترین آثاری را به بار کرده باشد. اگر چنین میانبینیم و این خلل برای ما یکی از عادتهای فرهنگی کنونی ایرانیان بوده باشد به گمان آنکه بر این باور نایل شویم که این خلل تاریخی است که باز هم جلوههای دیگری به آن دامن زده است و بیشتر در سایر روزنههای نوین و مواد علمی که هفتم حوادث را به عنوان یک تاریخ زندگی پس از فقدان سرپوش گذاشته از محمل اهمیت تلقی شده اند.