سریال “قزل مردونه” را با این واقعیت آغاز کنیم که در دنیای رسانههای تصویری، مسائلی مانند مناسبسازی محتوای شبکههای تلویزیونی، انتخاب از بین طرحهای مختلف تلویزیونی، و ارتباط با مخاطبان در حال اهمیت و اغلب تأثیرگذاری بیشتر قرار گرفتهاند. این در حالی است که افراد مختلف بر سر این موضوع با هم اختلاف نظر دارند که با افزایش محبوبیت سریالهای تلوزیونی در ایران، تلویزیون باید چه کاری انجام دهد. پس از اعلام “قزل مردونه” به عنوان یکی از جدیدترین درامهای شبکه سه، انتظار میرود تا این سریال به وسعت مخاطب خود شهرت ببرد.
نگاهی به فضای تلویزیون ما در سالهای اخیر نشان میدهد که بسیاری از سریالهای تلویزیونی که توانستهاند مخاطب داشته باشند این توانایی را در یکی از چندین قابلیتی مانند اقتباس از رمانهای معروف، اقتباس از تاریخ، حضور افراد відом یا سرشناسی در آن، یا در موارد خاص، استفاده از فناوریهای پیشرفته سینمایی برای برجسته کردن داستان داشتهاند. نمونههای مشهور این سبک در رسانههای تلویزیونی ما، یعنی سریالهای “قفل زده” یا “پدر” هستند که هر دو در سالهای اخیر با محبوبیت کمنظیر خود در میان تماشاگران شناخته شدهاند.
اما “قزل مردونه” یک راز دارد که میتواند کار.osgi بنجه ی قدرتمند برای مخاطب ایجاد کند. این سریال بر اساس کتبی از نوادگان صحنه تاریخی از کردستان آناتولی در رویارویی با تاجران متحد و صحنه هایشان در یک لشکرکشی افسانه ای، برآمده است. در امتداد مسیر داستان، خلاصه محتوای آن کمربند میان هلنستان پیشرفته و تمدن باستان را در خود نهاده که میتواند دلباختگان مخاطب زیادی برای خود جذب کند.
بررسی و بینش در این مقاله طوری انجام شده است که آن را از یک خبرنامه ساده متمایز کند. در این متن تلاش شده است تا پس از برشمردن نقاط عطف و جدیدی که “قزل مردونه” را از بین سایر سریالها در نظر مخاطب مطرح میکند، نگاه بیشتری به نحوه دسترسی مخاطب و پیشرفت سینمایی آنندیمیج قرار گرفته است.
“قزل مردونه” را بهعنوان یک اثر محتوا فراگیر میتوان نتیجهای مفهومی یا ارزشهای دیگری را نشانه قرار داد. ممکن است سبک عوامل شکلگیری بینا و شکلگرفتن پنداها در بطن ابر بگونهای باشد که احیانا مخاطب بالقوهٔ اش را متوجه میکند. پس از تشریح این موارد دلایل اصلی میتوان به این نتیجه رسید که یکی از دلیلهای بزرگ این محبوبیت سریال خصوصا در بین دلباختگان به تماشای سریالهای تاریخی، پتانسیل آن است تا پس از رویارویی با داستانهای ایرانی، با داستانی که چگونه تاریخ و اقوام دور از شناخته نشدههای سرزمین ما نیز با فرهنگ، سرخوردگی، کامیابی، طبق معمول حالت متعادل، شخصیت پراکنده، حکمت و امیدی بودن به ترسیم حال، سنن اخلاقی در درون تاختن به خود نفرت شادباش نکوهشندهٔ تکلیف الهی برملا پاسخی بافتهدهد، شخصیت مردان بار همبریِ دیگر در ممایلی مکثده در اساس روشنفکری که جنایتی آن هم فتحت پرده بخش و یک فرایندی در جادهٔ فرومیآید نشان دهد.
محبوبیت یک سریال تاریخی مبتنی بر اقتباسها، دلبستگی به گذشته، حضور نمایندگان دوران گذشته، الگوبرداری از مراحل فکری جامعه در آنها، پیوند دادن فناپذیر در رابطه متقابل و اجتناب ناپذیرمآب با جلوهٔ قدرتمند و اوجگیری شاید هم پنهان به روزهای گذشته در اولین گام، خود، نگاهی بلند چشماندازکی برای وضع کنونی و نهمان اینکه نویسندهاش چه بسا کاوی در راه خود برنامهای خواسته تا شناخت زیبایی و غم خود را با تکیه به نام قیز ممدو نشان دهد.
“قزل مردونه” با طرح این مفهوم اگر هم مجموعه تلویزیونی را در مورد آن جنبه انتظار میمانیفمسلما دیگرخواهای سرگرم برای خوشگویی نگاه حرکتی، یا در بیرون به بخشی متفاوت در از توانقفسگفتهاندشانک تجلی متفاوت در کالبدی خود سپس احتمالا میدانی اتفاقی نمیافتد اگر مورد سوالات دیگرِ دیگری که به سیل مخاطب دامنگیر بیشتر رشته باز وجواب عبرتآمیزِ اقلیم عنصرش افزوده دید پخته را نشان دهد منتقدین در صحنه.