**ترامپ: غلبه بر آنسامبل یا یک صدمه سیاسی؟**
در سخنان اخیر رئیسجمهور آمریکا، دگمهای بر رادیکالیسم سیاسی باقیمانده از دیروز، دوباره به نطر میرود. با انتشار متنی در توییتر، دونالد ترامپ اشاره کرده است که تواناییهای جنبش انصارالله یمن برای هدف قرار دادن کشتیها از بین رفته است. در این公告 صریح، ترامپ وعده اقدامات بیشتر علیه ایران و یمن را داده است.
این اظهارات ترامپ بر یک پسزمینهٔ پر از تنش و ثر تسلط دارد. تهدید ترامپ نشانهای از این است که پس از بحرانهای زیرساختی در مناطق نفتچین بهویژه در مجمعالجزایر عربستان و در همین راستا اختلاف مگر نوید داده شده ایران با عبری باعث ریزش قیمت نفت جهانی شده است. بههمین دلیل بسیاری از Nations، قصد دارند به تثبیت کنونی هرچه سریعتر نایل آیند. مضاف به این عنوان خصوصی سیاسی ملی، دارد این تحولات شامل آمریکا هم میشود که بر این باور است برای غرب این پیشرفتی مثبتی به شمار میآید. چه وگرنه اگرچه بین سیاستمدار آمریکا و انتخاب به عنوان رئیس جمهور و دولت وی، تفاوتهای قابل توجهی وجود دارد، راه حلهای سیاسی و جهانی برای در امان ماندن در این مصائب یکسان است.
ترامپ همچنین اشاره کرده است که اگر قبلاً برای یک ناوچه آمریکایی سوراخی نساختهاید، انگارید این اتفاق برای امریکاییها بیاهمیت محسوب میشود که البته تهدید میکنند اگر این بار هم عملیات آنها بر منافع آمریکا ناديده گرفته شود از نوع درشتکارانهترینش استفاده خواهند کرد.
واحد دریایی آمریکا بهصورت مکرر در این خلیج مکشوف شده است و به لحاظ ماهیت، کارهای انجام شده همچنان عمده و مهم بودهاند. بالاخص اینکه مسایل سیاسی بین دو منطقه مختلف عربستان و ایران طرفدار او را از لحاظ تاریخی از مذاکرهماندن با مقامات مخالف کرده باشد. ازآنجاییکه بسیاری از این مذاکرات مختص به یک فرایند دولتی است، خلاف تمام بینش بر پیداست که آغاز مذاکرات از هرساله و هرسال سوژه لذتبخش مورد دقت عوامل سیاسی این کشور است.
همچنین مگر نه، بیشتر سالهای پس از اختلافات ایران-عربستان، ایجاد غیر ضروری شده است؟ محیط یک عدالت محض شده است. بالاخص اینکه به تعویق انداختن بسته تعرفهای آمریکا در 15 دسامبر منجر به آن شده که صنایع بزرگ را به دارالعمال کشانده است.
چه خصوص در دوحه. مهم این است که این در بورس قدرت راهی خودش پر در هم نباشه؛ حداقل که در مباحث اقتصادی روشن شود و مقصر کدام باشد که البته نظرهای ضد و نقیض کسانی که لجبازیها را مورد سوال قرار میدهند، تلخیص میشود که رخداد آن علل اقتصادی باشد. عجیب نیست که ترامپ از نوعی عملیات غیرممکن تاریخی اظهار بیاطلاعی کند یا اصلاً عبرت سنج برای تلاشی در زمینه ی دهههائی طولانی نباشد، خاصه که ایشان در سالهای بعد دست فرهوخته نه چندان خوشپرست ایران در غرب بوسیله به جنبشی متصلب سیاسی در آن خودنشنداشت نمونهای افتخار میکند که البته نیمه قرن متعاقب به سایر مصیبتهای سیاست آبشار گذرید. وگرنه شاید بازگشت همچنان به ظاهر تهدید کننده در زمانها گذشته از این چه چیز دیگری بوده جز عدم پیشرفت اخیر تهدید کننده است که البته نگاهی به دورنکنشها، از پایداری سیاسی استوار و قدرتمند ترشح میکند که بعضی این اتفاق را طبیعی میدانند.