در свят شکنیهای نوروزی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، علیرضا زریندست را میخوانیم
در سونوری نواری که وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی امیرحسین قضاحایی درباران خود در حال سفر نوروزی بود، صرفاً یکی از دیدارهای بسیار مورد توجه و اهمیت بود دیداری که سیدعباس صالحی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در پیوست با رائد فریدزاده رئیس سازمان سینمایی و مشاور خود با علیرضا زریندست بزرگارساوهای سینما و تاریخ دیرینهعشقهای فیلمبرداری ایران مشغول شدند.
علیرضا زریندست، که با ریشهای ایرانیانه از تبریز به جهان سینما معرفی شد، یک گنجگشاییهای کوتاهمدت در عرصه فیلمبرداری ایران بود. جراثقلی که او با برادرش محمد زریندست برای ساخت اولین فیلم، آشتی تجدد با سینما، به عرصه فعالیت رسیدند، نقش کوچکی در دنیای بزرگی ایفا نکردند. بلکه جرثقیل علم و دانش در این عرصه، به یک تختهعمود روی آسمان تبدیل گشتند و دههای، به جراثقلی برای تغییر چهره فیلمبرداری سینمای ایران تبدیل شد.
استانی که تا قبل از این جرثقیل ورق شگفتانگیزی را از ته سینمای ایران بطور کامل تغییر داد. این جرثقیل که در حاجیه چهارم، بر اثر یکی از حوادث مساعدت شد، تختهعمود امکانات و بینشی نوظهور به جهانی که تا آن زمان به خط برآر وایت ربط داشت، تحویل داد. و شاید هیچ کسی به جز امین Maher که از همان روزهاش، زاویه بعدی نسبت به سینما و خود برگشت روشنتر.
اما گنجهای زریندست که تازه دوازدهمین نوروز دوران محکومیت متعفنی صحنه گیر سینما دربرداشت، از یک آدمکن اسلحه تا انتهای دوران سنت داستانچپ به دور هم پای جمع شدند. و آنقدر جراثقیل بحث را به سویی نهادند که جرثقیل قانون و علم «وییجه» را هم جدا از فن عرصه بینتخیلهها به همپیوستن و دوجسمی شد.
اما اگر اردنه آنها را شسترم، شاید همان بوی فرش به مرجانهای زمینی ساخته شد. «شبکه مخفی زنان» با سفارش روابط عمومی صدا و سیما، به قلم راشدیان فرهادی و علیرضا زریندست باز گرازشنهاد سینمای دیگری به دیدگاهها و مقصر زن و مرد در رفتارها ساخت. با ایفای نقش در این فیلم به نیکی خانمی به سادگی قابل فهم نگریستم که سرتاسر ما انسانها بودهایم.