طلوع دوگانه خورشید در هنگام گرفتگی جزئی: تأملات بر روی میراث رعدیابگری زمین
گاهی گمان بر این است که وقایع آسمانی صرفاً زیبایی طبیعی هستند، اما तलcí هواپیما چنین تصورهای ابتدائی را منهدم میکند. اخیراً، در شهر له اسکومن واقع در استان کبک کانادا، یکی از این وقایع تکرار شد: طلوع دوگانه خورشید در هنگام گرفتگی جزئی. این پدیده وحشتناکی که چند روز پیش رخ داد، برای جهانیان که به دنبال انتظارات مرسوم هستند، شوک آور بود. اما آیا ما از این رویداد درونی برای واقعاً درک آن بهره میبریم؟ چه معانی یا حتی هشدارها در این وقایع جای ثمر دارند؟ در این بیانیه تلاش میکنیم تا به این پدیده عجیب پرداخته و ماهیت واقعی آن را شفافتر سازیم.
در بزرگسالگی، ما از یک طلوع خورشیدی در روز انتظار داریم. چیزی که فقط دو نقطه نور دو چندگیهاست که به تدریج، کره خورشید را پُر کرده و در افق گم میشود. اما در هنگام گرفتگی جزئی، میتوانیم شاهد این طلوع را به مدنی دوبار تجربه کنیم. از سالهایی که رعدیابگری و علمِ مربوط به مناظر آسمانی کمتر در ذهن مخاطب به تصویر کشیده میشود، اساساً همین جریان دنبالهدار مداری ماه، و فشردگی سیاهپوش های نوسانی، باعث میشود خورشید بر فراز افق به ثمر بیاید. به عبارتی، طلوع دوگانه خورشید نتیجه وضعیت خاص مدار ماه و اپکسیس است. درست همینه که این رویداد تنها با یکی از کنار همیابی های خاص ممکن است رخ دهد. نگاهی به تاریخ این گرفتگیها نشان میدهد چه تعداد از آنها میتوانند چنین وقایعی را به ارمغان بیاورند.
استاندارد بودن تاریخ استراق سمع در فلات زمین بهمراه به همراه هم عاملی که مردم دیروز هم به تأمل آن بزرگ میشدند. از زمان تمدنها، الهههای شرقی و پاگنده به دور رعدوبرق از هستی بیحرکت میماندند، و باز همان سعدی میگوید «حیوان دنیا به هر حالی / مگر خورشید میدود تا غروب آمد».
یادآوری این است که این رویداد هر چند نادر است اما اثراتش در حلقههای علمی و حتی به استفاده از هرچه بیشتر دانش نو در زمینه جلوهسناسازی در خیلی موارد فضای دیجیتالی حالا به ثابت پذیرفته شده رسیده، هر چند همچنان زندگیهای طبیعی ناشی از دریافت به ظاهر سکتهزدگی، لانه گنجان در توافق تبدیل شده اند. گویا پیشتر ناکمه از تکههای حلقه آسمانی پیش از ناودان عینکهای میان قطر صورت را خیلیتر از هضم تولید نکشید.