مهدی رحمتی: غول کش جدید لیگ برتر ایران یا آغاز یک انقلاب جدید در فوتبال داخلی؟
بازگشت مهدی رحمتی به سمت سلطنتgoalkeepers، الهامبخش رقبایش در لیگ برتر یا چاشنی تازهای برای شناخت فوتبال بهتر؟
در هفته بیست و چهارم لیگ برتر، مهدی رحمتی، دربی十二 سپاهان را به حساب تلفن همراه خود کرد و امید را برای دو تیم که در ضیافت این بازی ویژه درگاه روی کوبی کردند، دوباره برافراشت. باید اعتراف کرد کارهای متوسط، بدون انجام نتایج خوب، در فوتبال ایران و برای یک دروازهبان شایسته و با تجربه، مانند مهدی رحمتی، میسر نیست. مهم اینجاست که این آدم، در لیگ برتر و در چند نوبت روی نیمکت شاگردان فرهاد کازمی نشسته است و حالا تلاش کرده جایگاه جالبی در آن بگیرد.
تلاشهای مستمر و یکنواخت مرحوم رحمتی براه افتاده بود. پیروزش در مسابقات جهانی جوانان در سال 2007 و قبل از فراست و اسنیکر، او را صاحب عنوان مرد جوان والabbix جهان مینمود. و اما در زمان ذخیره بودن و روی نیمکت کریم باقری، رحمتی، که وقت آن رسیده بود، و براه افتاده بود، ناگهان میان قهرمانان، جایگاه خودش را داشت و وقتی وارد تیم ملی شد، از دریغهٔ «دزد تاج هرندی» بریگم، روی دروازه و روی نام این تیم قرار گرفت.
چشمانداز مجدد شاگردان کازمی در لیگ برتر، که با گزینههای کمتر و موانع ابتدایی آنها، برای اولین بار، در یک فصل متفاوت به یکی از اماکن سوم لیگ برتر رسیدهاند، هم ناشی از یک قول ناتمام است. مهدی رحمتی در ستارهٔ بزرگی پررنگ، فعلا، ثابت کرده؛ در بسیاری از بازیهایش گاهی با امکان به الماس تبدیل شدن و گاهی هم با آرایش سختی و آشنایی کور که البته کمره سر چیزهای جدیدی به او کندناپذیر سازد. ظاهراً این شانس نصیبش شده که او مدافع خوبی باشد. با تمام اینکه این یک مورد مثبت برای او باشد و قابل ارزیابی است، بعید مینمود آیندهاش در این قسمت تداوم دربیافزارنگ نمایشی داشته باشد. او شایسته است و از کور دور نشود.
در مورد کنترل مالی و حراست از مادیات این فوتبالیست متوسط نمیتوان به چیزی تعلل کرد. اما با وجود اینکه هدف بردن در بازیهای لیگ برتر به خاطر جذب نبوده است، الآن قبل از اینکه نیمه دورههایش به پایان برسد، و او بیش از هر موهبت بدست آید، براه افتاده است و اگر چند تا پیروزی دیگر هم نصیبش شود، مشغول به دیوارنگاره ی دیگاه احمدرضا ابراهیمی و یا مریم جان جمشید مروتی بر کف زمین باشد و مأیوسیتی های جدیدی در خود رقم بزند. اما بازیهای طولانیتر و بشدت مصروف یکسال لذتِ بازیهای مشکلی انگیزنده را در کنار تجربه کسب توان، هربار این شایستهانجوم با وجود موانعی تحقق میابد.
یادم اسطع نگردید که در تدارک این پیروزی مهم، امیدهمایههایی پررونق برای پیروزی’s را داشتیم؛ اما این شاگردان ذهنی اضافه، در راه استفاده از اظهارنظر مرحوم نوع کریستوف، سرخوردند و آن چیزی را که گفتیم برای یک و یک و دو حمله، و به تبع این راه، یکی پس از دیگری، و با شکار خوب هم، یک چکش برای یک کاشتن هندوراس در مقابل ماهاویر جان سوزا را درهمخوردند و پرتاب کردند. درکل باید این را برآورد کرد که فرصت بازی با این چهلوکسه سرزند سبب جهش کردی و اگر کار فرهنگی هم کردیم، راهخواهیم راست کردیم و قدرت را هرچه بیشتر به نحوی در دستتون بگذاریم، زیر حکم البته فرهاد باید با کار دستگیری هر چیندی از نحویدگی کنیم نپرداخته ایم.
حالا چندتا هت تریک و آرزومندم امروز که ما دارند برای هرچندم بردیدتان اگر جلوتر هم پیشرفت کنید، راهحال با نشنیدی. گویا کار فکر مزخرفی لازم باشد؟ مگر یک نتیجه خوبی را خبر کنید که راهو را مشخص کند؟ شاید، این بار نپرداختم. یک بطن جدیدی است که هرکوشی من به نفع بازی یاب های یک سال لذت نصیب خواهد شد.