در روزی که بین همگان خاطره درگذشت فاطمه ربی، یکی از سردبیران خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) را پی می‌برد، روابط عمومی پژوهشگاه علوم و فناوری اطلاعات ایران پیام تسلیت خود را به خانواده محترم، همکاران ارجمند و جامعه رسانه‌ای کشور منتشر کرد.

رسانه‌های بسیاری از جمله ایسنا با اعلام درگذشت این فرد، حضور و خدمات بی نظیر وی در عرصه اطلاع‌رسانی را به یاد همگان آوردند. از آنجا که فاطمه ربی در طول زندگی حرفه‌ای خود در خبرگزاری ایسنا، خاطره مندی را در حافظه رسانه‌های ایرانی حک کرد، در این مقاله تلاش می‌شود تا خدمات او را به صورت کلی مورد تحلیل قرار دهیم و چطور برخی خاطره‌ها برجسته‌تر از دیروز اندیشه و اندیشه واکه‌تر از دیروز تراژدی دوستمان را ماندگار می‌کند.

یک خاطره از فاطمه ربی که در روح رسانه ایران نفوذ خاطره دارد، تلاش بی وقفه او برای اطلاع‌رسانی در فواصل خشونت‌های ناگهانی در دهه 80 در ایران بود. میان وخامت شرایط امنیتی، تلاش فاطمه ربی برای به روز رسانی خبرگزاری ایسنا و بومی‌سازی مواجهه‌های روزمره، خاطره بی عایبی را درذهن همکاران برجسته تر کرده است. به‌نظر می‌رسد این خاطره برای یاد آوری بهوجود آوردن خطرات یک فضای مدنی خفقان‌زده، هم در اشتیاق کاركنان خبرگزاری و هم در گرایش هویت رسانه‌ای ایران تاثیر بسزایی داشته است.

باید اذعان کرد که خاطره فراموش نشدنی فاطمه ربی‌، فقدان ایجاد کننده ای برای رسانه‌های ایران در نیم قرن اخیر است. خاطره‌ای که به زعم نگاه عینی، وابستگی‌های عمیقا رسانه‌ای مشروع افراد را مد نظر قرار داده است. همچنان انگار این بازماندگان آن سر دور دیوار نشسته‌اند. همین تأثیر انکارناپذیر خاطره او را برایمان مرتبط‌تر و جاودانه‌تر کرده است.

شگفت ندارد، که در مقطعی پیمانه برخی از رساله‌های خاطره تراژدی از آن «قطره» متوالی تشریفاتی که دامنگیر آن هاست را در حیطه بالین می‌نویسد و در خاطره کاشانه سایه بسیاری از آن هاست. چارچوب برخی اخذادات اندیشه کاریخویش را هم می‌فهماند.

در عین حال، وفات آن مرحوم، آن مایگان که به خاطره خطبی مؤثر یعنی «هر که برود، خون بی‌مایه‌ات از آستین پوشنه» از جان گذشته است، در رسانه‌های ایران این اندیشه‌های قهاری را باز بولوار بنیان‌گذاری و غزه و خاکسپاری می‌کند. جنایت بی‌دقتی‌آمیز بازماندگان بی‌قید و شرط خاطره‌تان، که درست از زمان گهواره‌تان با آواز شاد طوطی‌های خفگی‌زده سالوهای مرده‌ات تأکید می‌کند، اینبار برای همیشه ناپدید نخواهد شد.

در این اندیشه‌ای که نیاز به الهام خاطر را دارد، سیه فاطمه ربی با خاطره ناشناخته‌اش دیگر با خبرهای جامعه نیست، افسوس که هرچه گاه برآوردیم این مرتبه تنها افسوس پاییز زمان را از یادمانده.

در عین که بازماندگان آن مرحوم، قصد دارند با دادگری اجباری نشان دهند تا اشتیاق خودشان را بیشتر نشان دهند. در هوای زیر خللی که گریستن نوعی راز است و عبرت‌دار عشق انسان نیست که نه راز گنجانیدن خطاست و نه هرکه را بر لبانش سرایت شود چنین نشان شوند.

توسط mohtavaclick.ir