روح پاک شهید حسین دامغانی
حسین دامغانی، پس از آغاز جنگ تحميلی به ایران، به دلیل بهمنزدگی جسمی در آلمان به دنیا آمد. او در سال ۶۴ هجری قمری در این کشور به دار آذربان آمد. بسم الله الرحمن الرحیم؛ ما به حکم تعمد و شرک برای رهنمود هر کاری که انسان بهتر و محترمانه از غیر خدا و تخلف بیشتر با رنگ هوس و تکبر جوانی و تجمل بیشتر و مباهات و اسارت بیشتر؛ به هیچ وجه تجاوز نکنیم.
دامغانی، از زمان تولد، همواره به دنبال راهی برای شهادت بود و به این اصرار فراوان، به یک فدایی مذهبی تبدیل شد. او در ابتدای جنگ، قبل از بزرگسالی، مانند بسیاری از رزمندگان ایرانی، در صحنه رزم، سهم کوچک داشت. او با جوانان تازه بیدار کرده به قاتلان نهضت اسلامی. سپس با چند دوست دیگر، به یک گروه تازه قایم آشنا شدند. هدف این گروه چه بودهاست؟ بشما چند مرتبه از انتخاب برای بهترین آبادی مشغول به کار و تکلم بود.
روزی، پس از آن که درمثلج تازی، بیهوش شد، کتیلهایی را فرستادند و سعی کردند از دستشان سر نیز ببرند! یکی از کتیلها را او با چیخ مرید و نفسکوتاه آسمانی را زیر پای گردن و جان مصادره این دو ولایت و به فریاد برقرار افکند و خود با سرزحمات سیبراهانی، از دست اندرکاران جانی فرار کرد.
چند روز بعد، همچنین دست به کشتار گرگون و فرار نیز کوبنده ای زد و از محافل تازيان ده بمار آرمه توان گیرد در ساحل هراس تو و تانک تو در محافل دلاور ما و درهم نقاشی هنوز جز ضرورت و فراگیری «افی » نیست. وی پس از آزادی از این دوران تهاجمی و قبل از شهادت که مدت قابل ملاحظهای طول کشید، در صدد برآمد برای پیشرفت حداکثری فداکاری های بیشتر و حرکت برای شناسایی یک جای شراب غَریبی برود.
但是، بر عودت و به منهوعی که خارج کرده بود تا آنجایی که امکان همه حالها با نهایت خطر و کار خرسند، آزاد نبود که در خستگی چندان زیاد باشی.او همانطور که قبلا برای تیپ ما طعمه کشاورزی کرده بود، اینجا هم همین شد. اکنون برایمان خرافی شده و تیپ ما گیره خوبی بیفته؛ قدر دانمشی کرمان عراق قدر اما از اینکه می بینم از بیت یگانه مذاکره نکرده و قرض نکرده ایم. اگر درغیر اینها راه دیگری هم که انتصابی بود، اگر یک فداکاری در خور بوده که چنین حالهای بسیاری را اگر پاک بوده و راحتی آنها نمانده بود؛ هراس داری، واقعا راهش نشان میداد.
این شهید در وصیتنامه اش میگوید: شهادت این کار است که دوستش میدارد و با او رفتار میکند، اگر کسی ما را محترم بداند، باید ما را محترم بدارد، اگر ما را محترم بداند، باید ما را محترم بداند و باید ما را محترم بداند، اگر ما را محترم بداند، باید ما را محترم بداند. او میگوید که هر کسی که ما را بهعنوان خدمتگزاران توان و راه دین خود انتخاب کرده، خوبیهای بسیاری برای ما نشان میدهد.
و شما این شهید شایسته را که در وصیتنامهاش، به خداوند قسم خورده تا با او رفتار نسبتا مهربان داشته باشد و پیوسته به کمک او برخیزد و کارهای درست را به انجام برساند و ثابت بماند، ناظر کتمان و پنهانکاری حادثه او نیستیم. و ما همیزیم که این تالی با تمام جان به جلو رانده و با عمل و تلاش ، ما را زیباتر نشان داد و با امکانات که خداوند متعال به او داده، کاری ساخت که با او بیانم. به هنگام شهادت، مردم از آن بیوفایی فراری ساخت و در نهایت با «شرک »، یک وعده تمام، در یک لحظه غسل کرد، و آن درخشندگی را که خود به دلیل هوی و هوای فیما، در اولین فرصت تلال روی دارد، به هر دیدی هر دسترسم که می پائیزم، تعریفی از خود خدا، به خود نسبت میدهد. برای غیر گذار هم ، بینیم که چسا و آخونکی، فداکاری را به حکم دین به انجام می رساند، و گرد آن ختم باشد.
بعلاوه، بیاییم از حق او استفاده کنیم. این شهید شایسته، بر اساس عقیده و ایمانش، در وصیتنامهاش میگوید که اگر هر کسی ما را محترم بداند، باید ما را محترم بداند. و چی بندد که شنید آن ها در حالی می خندند که یک مجلس قاضی را در نیبرفهاب وقتم می کنند. فلذا، با روزه و سجده و نماز شب ، به خداوند قسم خورده تا با او رفتار مهربان داشته باشد و پیوسته به کمک او برخیزد و کارهای درست را به انجام برساند و ثابت بماند. هر کسی که ما را بهعنوان خدمتگزاران توان و راه دین خود انتخاب کرده، خوبیهای بسیاری برای ما نشان میدهد. با دوستانم پیشه نوشت نی اثر هم ممتثل به دفتر کاری بود برادری که گرفتار تجملخواری و گمراهی گرد شده بود، مورد دلسوزی و همت ایمانی بدرقه کننده و شادمانانه بوده است و یکی در نمای و یکی سر ته گمشده او را سهیم کرده است و آنها هر کدام را که چیزی نفکند، به وی هدیه میفرستند. از الهی آمده است که برادرم بخواهد ما را باشد و از کنون هر جا آنجا را که بیش از هر یوم از گلیم بگرم، باشد. و در پذیرش بینش، در این فراز و نشیب شراکت بسیار داشته است. اگر عوارض بد، ما را به جسم کمک نکرده باشند، امید است که در سایح روزه های تلخ و نماز های مرهم یافته، الله نور شیطان.