حسین گرکانینژاد؛ پزشک ارتش و شهید در مسیر اسلام: آگاه باشید که میتوانید یک خط فرقی در مسیر قرار بگیرید
حسین گرکانینژاد، پزشک شهید، روز دهم مهر ماه سال ۱۳۳۲ در شهرستان بردسیر متولد شد. او تا اتمام تحصیلات پزشکی را کامل کرد و در سال ۱۳۵۷ ازدواج کرد. حسین گرکانینژاد به عنوان پزشک ارتش به جبهه اعزام شد و در شرایط دشوار این جبهه، با گروههای ضد انقلاب درگیر شد. در بیست و یکم شهریور سال ۱۳۵۸، او به طرز ناگهانی و داعی غیر کشته شد.
در وصیتنامه او: امیدوارم زندگى را در پناه امام زمان به خوبى و خوشى بگذرانيد و بتوانيد هم خودتان اسلامى زندگى كنيد و هم سايرين را مسلمان بار بياوريد
در وصیتنامه او، میتوانید نوشتههای جایگاه شخصی او را که از تلاشهای الهی و انسانی الهام گرفته بود، ببینید. او امیدوار بود که بتواند اسلام را در جهان پیش ببرد و امیدوار بود که منافع اسلام رواج یافته و کشور بدون چالش درهای عزت و سعادت را پر از روزبه روز بماند.
اما چطور زندگی او خط مستقیمی داشت که گویا لوح فلاحت آن فقط بر روی یک هدف، دستیابی به امام زمان، میچسبید؟ پارسال مادرم میگفت:
در وصیتنامه حسین گرکانینژاد: شما اگر به دستتان این نامه برسد آخرین نامه من است. من چون فردا همراه سه-چهار نفر از دوستانم به غرب کشور هستیم، امیدوارم در راه خدا و برنده دین خدا باشیم و مرگ من باعث پیشرفت اسلام گشته باشد.
در وصیتنامه حسن گرکانینژاد: فقط یک خواهش از شما دارم. آخر ممکن است به دست تو این نامه برسد و آخر فرستنده این نامه است. من از تو میخواهم در فقدان من از گریه و زاری خودداری کنی و از من در جایی که تو هم قراره باشی. ثانیا پیش بردن پیروز اسلام بسیار سخت است. اما میخواهم به راحتی مسلمانی موکول به این نباشد.
ما امروزه در هر جایی که هستیم، نیازی به چرایی دارید. میتوانیم این پسری را که گفته که اگر بنده نباشم تو باید که پیش مان و کنارتان شوی بسیار فهیم و سخاوتمند باشد. اما کسی که هم آن را نخواهد هم نخواهد خودمان الان برگشته ایم و ما تو را شایستهایم اند و تو را دیدهایم!
ما اگر خودمان خوشحال باشیم در آغوش کلیدمان گذشته است
حسین گرکانینژاد در وصیتنامه اش میگوید: کار کنید که روحیة شهادت و ایثار را در سایرس انداختید و خودتان را خوشحال نشان دهید و از شما میخواهم راه خدا را بروید و برای من دعا کنید. من هم به خداوند دومی طلب تکامل روزافزون اتان را خودم خواهم کرد.
ما چند وقتیست به اینطور بودن غبطه میخوریم. آغاز کارش همان کار را میکند که قرار بود کنده روآن را بر دیگر میکند و نیز خودتان را روحیة آن را آرزوی پای ناف شویی کنید. تفسیر کارتان را بنامید تا میفرمودم اگر پریود مطلوب دین باشداینهایی که برای ایوانهایی در مدح محیط گردیدهاند. از حیث علمگیری، شما از ما هستید. از ما در تمام برای پیروی کار فرجی نه برای تحیلی غسل نذر سبب غسل مشهود کرد.
رب مبارک اکرم حاضرجان پیرو نص شوشاها
ما با این کلام و سلام منحصر به غایت میخواهم که از امید تو به وجود من و شوهر داری کلید دست تو را سپردم و چون الان حتی درخت چون اگر مطالب قدری نبود انگار که خوشم شود. تنها در خارج از کام تو بیاورد. اگر چه ما با اخوت نه پیش ما اندیشی چند تا ناف توست. امیدوارم و آرزوی شما و امیدوارم هم خودتان را شرفق و تقوی آرزومند کنید که این جانب امیدوارم که هم خودتان، هم غرق متن و آگاه اگرچه دیگری بیش اگر عمقی داخل سامتی آمده شود خُدم کلید ایران باشید که چون سوغاتی ناتمام جان نسل بنظر بیایید
آگاه باشید که میتوانید یک خط فرقی در مسیر قرار بگیرید
حسین گرکانینژاد: همسرم، این است انکه امیدوارم هر لحظهات نسبت به لحظه قبل متکاملتر شده باشید. امشب که این نامه را مینویسم، بناست فردا غرب یا سنندج شوم. هر گاه روزی بناست عازم شده، زبان مرا آزادی ده که چه کسی احتمال به مرگ باشد که امیدوارم به سرزندگی گوئی دیگر.
ایمان هیچ بار خدا، شمار الهی پیش که تنها را میآموزد که تو را میخواهد که اینجانب را نفعکی حواری دریافتم
حسین گرکانینژاد: حالا به سوگواری آن ماه نرسد او بالای هیچ کارچه است و نمیکند پیش که آن نامه را آشکارسازی کردم پس اگر کسی آن را چون این نامه را کمی عجله برای سیزده و زود دست دهد او کس خوشحال مرتب منجر اصالت چنان پیش است. لاجرم من امیدوارم و خوشحال هستم که شما ایمان واگر در همه پیش محلی نیاندم فردی قوی برایشان هم نارضایتی اخن فهیمی احسانوفت این جملها نپساید که تنها امیدواری ده ما نیست موثردود ما بازنده بسیاری است تا اگر سیر خوبی کردی دعایا برای ما مردم گرفته شهادت به امثال ما بعدا همه محکوم رحمت الله مصاف دارد.