او تا پايان مقطع راهنمايی درس خواند و بهعنوان بسيجی در جبهه حضور يافت. سرانجام در نوزدهم دی ۱۳۶۵، در شلمچه بر اثر اصابت تركش خمپاره شهيد شد.
در ادامه بخشهایی از وصیتنامه شهید «محسن میرزایی» را مرور میکنیم:
اولين سلام و درود به رهبر كبير انقلاب اسلامی و چند سلام به شهيدان اين شهرک طالقانی و تمام شهدای جمهوری اسلامی كه با خون خود درخت نوبهار اين انقلاب را آبياري میكنند و با سلام به رزمندگان پرتوان انقلاب اسلامی كه شب و روز دشمن را به خاک ظلمت میكشند.
اولين وصيتم اين است كه اي مادر و پدر خواهر و برادرم و تمام اقوام و دوستان وقتیكه من به سوی خدا شتافتم و به شهادت رسيديم برای من گريه نكنيد كه دشمنان جمهوری اسلامی خوشحال میشوند و شما بايد كاری كنيد كه دشمنان امام شب و روز گريه كنند.
پدر و مادر من را ببخشيد و من را به خدای بزرگ سپاريد و از تمام دوستان عزيزم میخواهم كه سلاح به زمين افتاده شهيدان سرد شود و ديگر اينكه يار و وفادار امام باشيد و دست از امام بر نداريد و در همه زمان اين امام را ياری كنيد.
من راضی نيستم كسانی كه ضدانقلاب هستند در تشيع جنازه من شركت كنند و از تمام مردم اين شهرک میخواهم كه دعاهای كميل و ندبه و توسل باشكوهتر بخوانيد كه رضای خداوند در آن است و از مردم درخواست میكنم كه جلوی منافقان را كه درصد ضربه به اين انقلاب هستند بگيريد تا يک سيلی محكمی به دهان دشمنان اسلام بخورد و تا دست از اين جنايت بیشمار خود بردارند تا اين كه جوانان جمهوری اسلامی را به فساد تباهی نكشند.
خواهران حجاب تو رنگينتر از خون من است، شما خواهران بايد حجاب خود را رعايت كنيد كه بعضی جوانها از بیحجابی شما سوءاستفاده نكنند، شما نبايد كاری كنيد كه خون اين شهيدان عزيز اين انقلاب اسلامی را پايمال کنید و شما نزد خداوند بزرگ وظيفه مهمی داريد.
منبع: نوید شاهد کرمان
انتهای خبر/ س
https://armanekerman.ir/vdcizuazut1aw52.cbct.html
armanekerman.ir/vdcizuazut1aw52.cbct.html
source