در اکوسیستم پلتفرمهای ویدیوی درخواستی (VOD) ایران که این روزها با رشد قارچگونه برخی برندها همراه است، داستانها اغلب با وعدههای بزرگ آغاز و به پایانهایی تلخ ختم میشوند. «آینت» آخرین نمونه از این روند است.
پلتفرم آینت که سالها نامش در محافل سینمایی و خبری بهعنوان رقیبی جدی برای سایر بازیگران این عرصه شنیده میشد، سرانجام بدون حتی یک خروجی رسمی، چراغهایش را خاموش کرد و در این میان، سرنوشت سریالهای پرانتظار آن نیز مبهم ماند.
این پلتفرم که با سرمایهگذاری سنگین و پشتوانه نهادی چون صداوسیما و مدیریت محمدرضا عباسیان (مدیرعامل سابق موسسه رسانههای تصویری و…)، قرار بود به عرصه نمایش خانگی وارد شود، در نهایت با دست خالی از میدان رقابت خارج شد.
این اتفاق، بیش از آن که یک شکست تجاری باشد، نمادی از مشکلات ساختاری و سوءمدیریت در صنعت VOD ایران است که بارها در گفتوگوهای کارشناسی مورد بحث قرار گرفته است.
بیشتر بخوانید
یک سوژه، چند قربانی: از «بیعاطفه» تا «زرافه»
آینت از حدود سال ۱۴۰۰ تا امروز در خبرها حضور داشت؛ نام مدیرعامل (محمدرضا عباسیان)، حمایتهای حاکمیتی و معرفی چند عنوان برای «پخش اختصاصی» باعث شد این سکو بهعنوان یکی از گزینههای تازهوارد بازار VOD مطرح شود. با این حال، این پلتفرم در این سالها خروجی قابلعرضهای منتشر نکرد و آنطور که در خبرها آمده نهایتاً بدون عرضه عمومی محتوا تعطیل شد.
عباسیان در مصاحبههایش بارها تأکید کرده بود که «مسئول فرهنگی باید نخبه فرهنگی باشد» و «یک متخصص IT نمیتواند متخصص حوزه فرهنگی باشد». این نقد اکنون به شکلی کنایهآمیز به خود او بازمیگردد. با وجود تمام دانش فنی و اشراف او به سازوکارهای اقتصادی این بازار، به نظر میرسد آینت نیز مانند بسیاری از پروژههای مشابه، نتوانست یک «مدل کسبوکار فرهنگی» پایدار ایجاد کند.
پلتفرمی که هدف اصلیاش تبدیل شدن به یک قطب تولید محتوا بود، در نهایت حتی نتوانست سریالهای پرانتظاری مانند «بیعاطفه» و «زرافه» را به مرحله پخش برساند. این شکست نشان میدهد که فقط داشتن سرمایه و زیرساخت فنی کافی نیست؛ بلکه «مدیریت فرهنگی نخبه» که بتواند محتوا را در فضایی پر از «دوگانگی ممیزی» و «فقدان قانون مشخص» به سرانجام برساند، حلقه مفقوده این پازل است.
حالا سریالها چه میشوند؟
موضوع تعطیلی آینت زمانی ابعاد گستردهتری پیدا میکند که به سرنوشت آثاری که قرار بود از طریق آن پخش شوند، نگاه کنیم. سریال «بیعاطفه» به کارگردانی کمال تبریزی با حضور ستارگانی چون رضا کیانیان، مریلا زارعی و حامد بهداد، یکی از اصلیترین قربانیان این اتفاق است.
این سریال که مراحل تولید خود را با هدف پخش از آینت آغاز کرده بود، حالا مجبور است برای یافتن یک خانه جدید، به پلتفرمهای دیگر رجوع کند. این سرگردانی نه تنها پروژه را با چالشهای مالی و زمانی روبهرو میکند، بلکه مخاطبان را نیز در انتظار نگه میدارد.
اما «بیعاطفه» تنها قربانی این وضعیت نیست. مینیسریال جنایی «زرافه» به کارگردانی سیدجمال سیدحاتمی نیز با حضور بازیگرانی چون مهران احمدی و الناز ملک، برای پخش از همین پلتفرم در دست تولید بود.
با تعطیلی آینت، این سریال نیز همچون دیگر پروژهها، آینده نامعلومی پیدا کرده است. این اتفاق نشان میدهد که شکست یک پلتفرم نوپا میتواند زنجیرهای از پروژههای تولیدی را تحت تأثیر قرار دهد و سرمایههای فرهنگی و اقتصادی را نابود سازد.
شنیدههای غیررسمی حکایت از این دارد که برخی پلتفرمهای VOD دیگر کشور که با هیاهوی بسیار روی کار آمدند (مثل استارنت) نیز با مشکلات عدیدهای روبرو هستند و سرنوشتشان بهطور دقیق مشخص نیست.
نقد یک مدل شکستخورده: از مناظرهها تا واقعیت میدانی
این اولین بار نیست که یک پلتفرم نوپا با حمایت نهادهای بزرگ و بدون داشتن زیرساختهای لازم، با شکست مواجه میشود. این پدیده ریشه در رویکردهای نادرست مدیریتی و نظارتی دارد که سالهاست محل بحث کارشناسان است.
محمدرضا عباسیان، مدیرعامل آینت، خود در مناظرهها و مصاحبههای متعددش به این مشکلات اشاره کرده بود. او به درستی از چالشهایی همچون تعارض منافع در نهادهای نظارتی، نبود مسئول فنی فرهنگی در پلتفرمها و دشواریهای نگهداری پلتفرمها در شرایط بحرانی صحبت کرده بود.
با این حال، به نظر میرسد آینت خود قربانی همان رویکردی شد که مدیرعاملش از آن انتقاد میکرد. پلتفرمی که به جای تکیه بر سازوکارهای مدرن و حرفهای کسبوکار، به حمایتهای دولتی و نهادی وابسته بود، نتوانست در برابر چالشهای بازار تاب بیاورد.
این اتفاق، بار دیگر این پرسش کلیدی را مطرح میکند: چرا در ایران، با وجود تجربه شکستهای متعدد، همچنان بر رویکردهای سنتی و دستوری در حوزه فناوری و رسانه اصرار میشود؟
متن مصاحبههای عباسیان نشان میدهد که او به درستی به معضلاتی چون دوگانگی ممیزی بین وزارت ارشاد و ساترا، نبود قوانین مشخص و نفوذ سلیقهای در فرآیند نظارت اشاره کرده بود. او معتقد بود که این مشکلات، مانع تولید محتوای باکیفیت و رقابتی میشود.
با این حال، سرنوشت آینت گویی تاییدی بر همان نظریه است؛ نهادهای نظارتی نهتنها به مشکلات ساختاری رسیدگی نکردند، بلکه خود نیز بخشی از این آشفتگی شدند و در نهایت، یک پلتفرم دیگر را به کام تعطیلی کشاندند.
چشمانداز آینده؛ از «آبان» تا پلتفرمهای جدید
این بحران تنها به آینت محدود نمیشود، صنعت نمایش خانگی ایران با چالشهای عمیقی روبهروست. مشکل اصلی نه در نبود سرمایه، بلکه در فقدان یک اکوسیستم سالم، شفاف و حرفهای است. تا زمانی که متولیان امر به جای حل ریشهای مشکلات نظارتی و حمایتی، تنها به راهاندازی پلتفرمهای جدید با سرمایهگذاریهای دولتی ادامه دهند، چرخه شکستها نیز تکرار خواهد شد.
خبر سرنوشت «بیعاطفه» و «زرافه» در واقع آخرین علامت هشدار است. حالا نگاهها به سمت پلتفرم جدیدی است که قرار است این آثار را منتشر کند، اما باید دید آیا این پلتفرم از اشتباهات گذشته درس گرفته است یا خیر؟ آیا این پایان داستان شکستهای پلتفرمهای ایرانی است یا تنها فصل دیگری از یک سریال تکراری؟
source