یک سایت دیگر با وردپرس فارسی
Jump to navigation
در دنیای مدرن فوتبال نقش های هایبرید و چندکاره از کاربرد بالایی برخوردار هستند چرا که همزمان می توانند نیاز های تیم را در فاکتور های مختلف حل کنند…
بدون شک، نقش “فالس ناین” یکی از مشهورترین نوآوری های تاکتیکی قرن بیست و یکم است، به این خاطر که استفاده از “فالس ناین” منجر به موفقیت ها و پیروزی های تیم های بسیاری چه در سطح باشگاهی و چه در سطح ملی در سالیان اخیر دنیای فوتبال مدرن شده است.
به گزارش طرفداری، در سال های اخیر، چندین تیم بزرگ ملی و باشگاهی حملات خود را بجای استفاده از یک مهاجم مرکزی سنتی، برپایه “فالس ناین” طراحی کرده اند. در این  مطلب قرار است به جزئیات تاکتیکی نقش “فالس ناین” و تاریخچه این نقش از سده گذشته تا به امروز و بازیکنان مطرحی که در جهان و ایران در این نقش بکار گرفته شده اند، پرداخته شود.
قبل از اینکه بخواهیم به طور مفصل به جزئیات مربوط به فالس ناین بپردازیم، بهتر است که فالس ناین را تعریف کنیم. فالس ناین درواقع یک نوع خاصی از فوروارد مرکزی است که تمایل به برگشتن به سمت عقب زمین و ملحق شدن به خط هافبک در زمانی که تیمش مالک توپ است، دارد و این نقش در تضاد با نقش فوروارد مرکزی کلاسیک است که تمایل به حضور در محوطه جریمه و فرصت جویی از موقعیت ها جهت به ثمر رساندن گل دارد. در حالی که فورواردهای سنتی ای که به عقب برمی گردند معمولا بصورت دوتایی و زوج هستند (منظور شکل سنتی ای از سیستم 442 است)، فالس ناین یک فوروارد مرکزی تنها و مستقل است که اساسا در سیستم 3-3-4 یا در سایر آرایش های این سیستم مثل 1-4-1-4 دیده می شود. 

در واقع فالس ناین بیشتر علاوه بر بازی در ردای یک مهاجم، یک بازیساز است و هدف اصلی فالس ناین این است که برای سایر هم تیمی هایش فضاسازی کند تا آن ها از این فضا جهت گلزنی و یا پایه ریزی گل بهره ببرند.
وقتی که یک فورارد مرکزی به عقب برمی گردد معمولا دو اتفاق می افتد؛ یا یکی از مدافعین مرکزی حریف او را دنبال می کند که در این صورت فضای خالی در خط دفاعی حریف ایجاد می شود، یا هیچکس او را دنبال نمی کند که این حالت منجر به برتری عددی نسبت به تیم حریف در خط هافبک و همچنین ایجاد فضا در جلوی خط دفاعی حریف می شود.
در حالی که بسیاری از فالس ناین، بعنوان یکی از خلاقیتهای تاکتیکی عصر جدید نام می برند، استفاده از این عبارت به آغاز قرن بیستم میلادی برمی گردد…
اولین باری که از فالس ناین در یک بازی فوتبال استفاده شد، به دهه 1930 میلادی برمی گردد که هوگو میسل، سرمربی تیم ملی اتریش از ماتیاس سیندلار بعنوان یک مهاجم بازیساز بجای یوزف اوریدیل که یک شماره 9 فیزیکی سنتی بود، استفاده کرد تا بتواند فوتبال شناوری که به آن علاقه مند بود را به نمایش بگذارد. 

سیندلار یک مهاجم مرکزی یهودی تبار بود که تمام دوران حرفی اش را در تیم آستریا وین سپری کرد و به حرکتهای فریبنده و هوش زیادش در استفاده از توپ معروف بود. به خاطر مهارتهای خلاقانه و اندام ظریفش، به او این وظیفه سپرده شده بود که به خط هافبک برگردد و به تیم در بازیسازی کمک کند و برای خودش و سایر هم تیمیهایش فرصت سازی نماید.
سیندلار محور اصلی سیستم 5-3-2 ای که به میسل تعلق داشت و همچنین ستاره تیم ملی اتریش بود که در گلزنی به هم تیمی هایش کمک می کرد و همزمان خودش هم در 43 بازی 26 گل به ثمر رساند.

اولین بار که از فورواردی استفاده شد که به مقدار زیادی به عقب برمی گشت و به خط هافبک ملحق می شد، مربوط به تیم طلایی مجارستان در دهه 1950 میلادی بود که این تیم با استفاده از چنین سبکی حتی توانست به فینال جام جهانی 1954 نیز برسد. فردی که برای این نقش استفاده شد، ناندور هیده­ گوتی بود که سابقا در اکثر بازیهایی که به میدان رفته بود یا بعنوان وینگر بازی می کرد یا بعنوان مهاجم نوک. 

گوستاو شبش، سرمربی تیم ملی مجارستان تصمیم گرفت تا از هیده گوتی بعنوان فالس ناین جهت مقابله با آرایش “W-M”  که یک نوع از سیستم 2-5-3 بود که در آن زمان بسیار طرفدار داشت، استفاده کند. ویژگی اصلی و تفاوت آرایش “W-M” با سیستم 2-5-3 سنتی در پست هافبک میانی بود. در این سیستم بجای اینکه هافبک میانی در خط هافبک بین دو هافبک کناری بازی کند، یک خط به عقب بر می گردد و با مدافعین میانی، دفاع سه نفره تشکیل می دهد. 
در بازی ای که بعنوان “بازی قرن” شناخته می شود، مجارستان با استفاده از فالس ناین توانست انگلستان قدرتمند آن زمان را با نتیجه 6 بر 3 در ورزشگاه ومبلی لندن در تاریخ 25 نوامبر سال 1953 درهم بکوبد. بعد از بازی، هری جانسون، هافبک میانی تیم ملی انگلستان که در مرکز خط دفاعی سه نفره انگلیس قرار داشت، در مصاحبه ای اشاره کرد که هیچ ایده ای و راه حلی جهت دفاع کردن در مقابله هیده­گوتی نداشته است. 
اگر هری جانسون به جلو می آمد، شکافی در خط دفاعی ایجاد می شد که طبیعتا به سرعت توسط مهاجمین بی رحم آن زمان مجارستان مثل فرانس پوشکاش افسانه ای مورد استفاده قرار می گرفت و اگر عقب می ماند، به هیده­گوتی بین خطوط دفاع و هافبک، فضای زیادی داده می شد تا توپ گیری کند و با استفاده از توانایی های بازیسازیش به انگلیس ضربه بزند. از این بازی تاریخی که بین انگلیس و مجارستان برگزار شد، بعنوان تولد فالس ناین در تاریخ فوتبال یاد می شود. 

بسیاری از سرمربیان برجسته امروزی نیز مثل مارچلو بیلسا و پپ گواردیولا تحت تاثیر اصول توتال فوتبال هستند و همچنین بسیاری از تیم های موفق امروزی نیز در بازیهایشان از این سبک استفاده می کنند. سبکی که با پرس شدید، فوتبال مالکانه و همچنین تاکید بر استفاده از طول زمین جهت حمله و فشردگی در هنگام دفاع و همچنین خط دفاعی بالا، بهره گیری از تله آفساید، برتری عددی و جابجایی موقعیت ها بین بازیکنان شناخته می شود. 

بازی شناور نیازمند استفاده از فالس ناینی که در تمام زمین اقدام به توپ گیری و همچنین بازیسازی نماید، می باشد. کرایوف بسیار برای نقش فالس ناین مناسب بود و بعنوان محور سیستم 1-3-3-3 که وقتی دفاع آخر تیم، باری هولشاف به خط هافبک اضافه می شد تا برتری عددی ایجاد کند، به 3-4-3 تبدیل می گشت، از او یاد می شود.
توتال فوتبال نوعی نمایش تاکتیکی است که نیازمند حرکت بدون توپ بازیکنان جهت جابجایی موقعیتهایشان، آمادگی بدنی بالا و حفظ پرس تیمی شدید است.
اولین بار از فالس ناین در قرن 21 میلادی بخاطر بحران مصدومیتی که در باشگاه رم اتفاق افتاد، استفاده شد، دقیقا در ژانویه 2006 که لوچانو اسپالتی بخاطر مصدومیت مهاجمینش دستش در خط حمله خالی مانده بود. به همین خاطر، اسپالتی مجبور شد از هافبک تهاجمی تیمش، فرانچسکو توتی که کیفیتی در سطح جهانی داشت، در خط حمله استفاده نماید. 

نقش ار پوپونه (فرانچسکو توتی) تغییر زیادی نکرد و نقشش شباهت زیادی به یک شماره 10 داشت، اما این بار بدون حضور یک مهاجم مرکزی در جلوی او در خط حمله. توتی به خط هافبک اضافه می شد و در نتیجه سیستم 1-4-1-4 به سیستم 5-1-4 تبدیل می شد. رم با حضور توتی بعنوان محور حملاتش در مالکیت توپ برتری داشت و همزمان توتی بازیساز اصلی و بهترین گلزن تیمش هم بود. 

توتی در فصل 2007-2006 توانست با به ثمر رساندن 26 گل کفش طلای فوتبال اروپا را از آن خود کند و همچنین با کسب 20 رای در رده دهم رقابت برای برنده شدن توپ طلا 2007 ایستاد. رقبای رم نیز با همان سردرگمی همیشگی در مقابله با فالس ناین مواجه بودند: تعقیب کردن یا تعقیب نکردن فالس ناین. فضای خالی ای که در بازیها بخاطر جابجایی فالس ناین ایجاد می شد، مورد استفاده هافبکها و وینگرها از کناره قرار می گرفت.
در حالی که رم همیشه در ارائه بازی مالکانه موفق نبود، با این حال موفق به کسب 2 کوپا ایتالیا شد و همچنین توانست رضایت هواداران دو آتیشه جالوروسی را با ارائه بازیهای مهیج کسب کند. به این ترتیب، اسپالتی، سرمربی رم، بعنوان مربی ای که نقش فالس ناین را احیا کرد، شناخته می شود.
پپ گواردیولا از زمان حضورش در بارسلونا بعنوان سرمربی توانست 14 جام مختلف و معتبر را کسب کند که در این بین در فصل رویایی 2009-2008 توانست بارسا را به اولین باشگاهی تبدیل کند که موفق به کسب ششگانه شود. نه تنها نتایج بارسا در زمان حضور پپ استثنایی بود، بلکه آنها یکی از هیجان انگیزترین فوتبالهای تاریخ را نیز به نمایش می گذاشتند. گواردیولا تحت تاثیر توتال فوتبال، فوتبال پوزیسیونی که تاکید بر برتری عددی در هرنقطه از زمین داشت را به اجرا درآورد که در نهایت تیمی ساخت که با ارائه فوتبال مالکانه توانست حریفانش را در هم بکوبد. مسی نیز که بعنوان فالس ناین در سیستم 3-3-4 گواردیولا به کار گرفته می شد توانست جایگاه خود را بعنوان یکی از بهترین بازیکنان تاریخ تثبیت نماید و همچنین موفق شد 4 بار پیاپی بین سالهای 2009 و 2012 برنده توپ طلا شود. مسی که در ابتدا بعنوان وینگر راست بکار گرفته می شد، توانست با استفاده از جثه ریزش، تبوغش در دریبل زنی و کیفیت بالایش در بازیسازی، خودش بعنوان یکی از استثنایی ترین بازیسازها و گلزنهای تاریخ معرفی کند.

در 2 می سال 2009، بارسلونا در یکی از حساسترین بازیهای لیگ در سانتیاگو برنابئو به مصاف رقیب همیشگی خود رئال مادرید رفت. گواردیولا در دقیقه 9 بازی، جهت غافل گیر کردن رئالیها، به وینگر راستش مسی و همچنین ساموئل اتوئو، مهاجم مرکزیش اشاره کرد تا جای خود را با یکدیگر عوض کنند. بار دیگر همانطور که در مثالهای قبلی نیز خدمتتان گفته شد، مدافعین در جهت مقابله با فالس ناین نمی دانستند چکار باید بکنند و بارسا موفق شد که در آن بازی شکست مفتضحانه 6 بر 2 را به رئال تحمیل کند.
نقش مسی بعنوان فالس ناین منجر به دو اتفاق شد. اول اینکه او به خط هافبک برمی گشت و درنتیجه باعث ایجاد برتری عددی 4 در مقابل 3 می شد و به این ترتیب بارسلونا به سادگی می توانست در مقابل 3 هافبک میانی رئال بازیسازی نماید.
پپ گواردیولا از زمان حضورش در بارسلونا بعنوان سرمربی توانست 14 جام مختلف و معتبر را کسب نماید که در این بین در فصل رویایی 2009-2008 توانست بارسا را به اولین باشگاهی تبدیل کند که موفق به کسب ششگانه شود. نه تنها نتایج بارسا در زمان حضور پپ استثنایی بود، بلکه آنها یکی از هیجان انگیزترین فوتبالهای تاریخ را نیز به نمایش می گذاشتند. گواردیولا تحت تاثیر توتال فوتبال، فوتبال پوزیسیونی که تاکید بر برتری عددی در هرنقطه از زمین داشت را به اجرا درآورد که در نهایت تیمی ساخت که با ارائه فوتبال مالکانه توانست حریفانش را در هم بکوبد. مسی نیز که بعنوان فالس ناین در سیستم 3-3-4 گواردیولا به کار گرفته می شد توانست جایگاه خود را بعنوان یکی از بهترین بازیکنان تاریخ تثبیت نماید و همچنین موفق شد 4 بار پیاپی بین سالهای 2009 و 2012 برنده توپ طلا شود. مسی که در ابتدا بعنوان وینگر راست بکار گرفته می شد، توانست با استفاده از جثه ریزش، تبوغش در دریبل زنی و کیفیت بالایش در بازیسازی، خودش بعنوان یکی از استثنایی ترین بازیسازها و گلزنهای تاریخ معرفی کند.

حرکتهای مسی باعث شد که توجه مدافعین مرکزی رئال را به خودش جلب کند و آنها او را تعقیب کنند تا فضایی برای مهاجمین خطرناک کناری بارسا، تیری آنری و اتوئو جهت حمله کردن و استفاده از کانال ایجاد شده پشت خط دفاعی رئال ایجاد شود.

همانطور که در شکل بالا ملاحظه می کنید، پپه مدافع مرکزی رئال به سمت مسی که صاحب توپ است می رود تا در مقابل او دفاع کند اما سرجیو راموس آنقدر سریع نبود تا فضای خالی ایجاد شده بخاطر حرکت پپه را پوشش بدهد و در نتیجه مسی با ارسال توپ پشت خط دفاعی رئال، تیری آنری را صاحب توپ می نماید. با استفاده از نقش فالس ناین، بارسا توانست یکی از تحقیرآمیزترین شکستهای رئال در تاریخ ال کلاسیکو را به این تیم تحمیل کند.
در بارسای 2011، که به زعم بسیاری از کارشناسان بهترین بارسای تاریخ بود، پپ گواردیولا از رویکردی کمی متفاوت تر استفاده می کرد. بجای اینکه مسی سعی در توپرسانی به مهاجمین نوک نماید، گواردیولا به مسی این وظیفه را داد مع به سمت کانالهای کناری حرکت کند و میانه زمین را خالی نماید. در واقع، مسی به فضای میانی نیمه راست زمین و اینیستا به فضای میانی نیمه چپ زمین منتقل شدند و در نتیجه، بارسا با تعداد مهاجمین کمتری حمله می کرد.
فینال چمپیونز لیگ 2011 نمونه بارزی در استفاده از این سبک بود که بارسا در این بازی توانست منچستر سرالکس فرگوسن را با نتیجه 3 بر 1 مغلوب نماید. بازی ای که مسی دائما در فضایی باز و بدون مزاحمت در خط میانی صاحب توپ می شد.

مسی در سالهای بعد توانست جایگاهش را بعنوان بهترین بازیکن تاریخ تثبیت کند، گواردیولا توانست فلسفه های تاکتیکی جدیدی را در تیمهایش پیاده سازی کند، و بارسا هم توانست جامهای زیادی را کسب نماید. اما هیچ کدام نتوانستند جادویی که آن شب در ومبدلی لندن رخ داد را تکرار نمایند.
تیم ملی اسپانیا جهت حضور در یورو 2012 هیچ مهاجم مرکزی قابل اتکایی را در ترکیب خود نداشت، چون داوید سیلوا در حال بهبودی از شکستگی استخوان درشت نی اش بود که در جام باشگاه های جهان در بازی مقابل السد قطر دچار آسیب دیدگی شده بود و همچنین، فرناندو تورس نیز پس از انتقالش به چلسی اصلا فرم خوبی نداشت. در نتیجه، اسپانیا بدون مهاجم تخصصی راهی رقابتهای یورو 2012 شد. این شرایط دردسر بزرگی را برای دل بوسکه، سرمربی تیم ملی اسپانیا ایجاد کرده بود و درنهایت، او تصمیم گرفت از سس فابرگاس که یک هافبک مرکزی خنثی بود، بعنوان فالس ناین استفاده کرد.
برنامه بازی لاروخا حول محوریت هدف اصلیشان یعنی حفظ مالکیت توپ برای اکثر دقایق بازی بود، و برای انجام اینکار، دل بوسکه بازیکنان را با آرایش خطی 0-6-4 به زمین می فرستاد که وینگرهای تیم، اینیستا و داوید سیلوا بعنوان بازیکنان مرکزی خنثی بکار گرفته می شدند. اگرچه فابرگاس یک سری از نفوذهایش را مثل یک شماره 9 سنتی انجام می داد، اما بخاطر اینکه شعاع حرکتیش کم بود، بیشتر حرکاتش شبیه فالس ناینی بود که جهت بازیسازی و ایجاد موقعیت برای هم تیمیهایش به خط هافبک برمی گشت. 
سیستم اسپانیا تکیه زیادی برروی مدافعین کناریش جوردی آلبا و آلوارو آربلوا داشت که از کناره ها نفوذ می کردند و این سیستم بسیار موفق عمل کرد و آنها توانستند در فینال ایتالیا را با نتیجه 4 بر صفر در یک بازی یک طرفه در هم بکوبند و برای دومین بار متوالی قهرمان یورو شوند.

 
یورگن کلوپ از سال 2015 که برای اولین بار برروی نیمکت لیورپول نشست توانست با استفاده از سبک بازی مبتنی پرس شدید و از بالا همانطور که در آلمان توانسته بود، در انگلستان هم به موفقیت های زیادی دست یابد. وقتی که کلوپ به مرسی سایدی ها پیوست، وارث تیمی بود که هافبک تهاجمی برزیلی با استعدادی به نام روبرتو فیرمینیو را در ترکیب خود داشت و او تصمیم گرفت که از فرمینیو بعنوان یک فالس ناین (اما به مقدار اندکی تفاوت) در سیستم 3-3-4 خود استفاده کند.

درست مثل سایر فالس ناینهایی که در بالا به آنها اشاره شد، فیرمینیو نیز، هم بعنوان یک بازیساز و هم بعنوان یک فضاساز عمل می کرد، اما مهمترین وظیفه فیرمینیو در لیورپول رهبری کردن پرس تیمی بود. فیرمینیو که لقب “مهاجم تدافعی” را یدک می کشد، از آمادگی بدنی بالایی برخوردار است و مهره اصلی در سیستم ضد-پرس یورگن کلوپ است.
دایره حرکتی فیرمینیو، نه تنها به او در پرس کردن مدافعین مرکزی کمک می کند، بلکه در پوشش دادن هافبک دفاعی تیم حریف نیز گره گشاست. همانطور که در شکل بالا مشاهده می فرمایید، فیرمینیو، فرنادینیو را پوشش داده است.

نقش فیرمینو وقتی که تیم توپ را در اختیار دارد نیز به همین اندازه مهم است. امیدهای اصلی گلزنی لیورپول دو وینگر اصلی این تیم سادیو مانه (که به تازگی به بایرن مونیخ منتقل شده) و محمد صلاح هستند و فیرمینیو با برگشتن به سمت خط هافبک و بازیسازی به این دو این اجازه را می دهد که در کانالهای میانی یا کناری صاحب توپ شوند. 

آرایش تیمی لیورپول بیشتر شبیه 2-4-4 لوزی است که در آن فیرمینیو بعنوان شماره 10 استفاده می شود، مانه و صلاح دو مهاجم مرکزی تیم هستند و ترنت الکساندر-آرنولد و اندرو رابرتسون از کناره ها نفوذ می کنند.
سایر بازیکنانی مشهوری که بعنوان فالس ناین بکار گرفته شده اند، عبارتند از:
سجاد شهباززاده که در لیگ برتر نوزدهم در سپاهان قلعه نویی بیشتر بعنوان وینگر راست به میدان می رفت خیلی به موفقیت چندانی نرسید، اما باحضور محرم نویدکیا بعنوان سکاندار تیم سپاهان روند برای شهباززاده به طور کلی تغییر کرد و او در نقش فالس ناین به بازی گرفته شد که نتیجه حضور سجاد در این نقش، به ثبت رساندن 20 گل و 4 پاس گل در لیگ بیستم و 6 گل و 6 پاس گل در لیگ بیست و یکم می باشد. 
اگرچه حضور شهباززاده در باشگاه استقلال با استقبال خوب هواداران این تیم روبرو نشد، اما به نظر نگارنده این مقاله اگر سجاد در پست فالس ناین در استقلال بکار گرفته شود، می تواند تا حد زیادی مشکل بازیسازی این تیم که در فصل گذشته بسیار مشهود بود را برطرف نماید.
اگر از متخصصین فوتبال ایران و کسانی که درک فوتبالی بالایی دارند، این سوال را بپرسیم که به نظر شما بهترین فالس ناین ایران کدام بازیکن است؟ بدون شک بسیاری از آنها به کریم اسلامی 36 ساله اشاره می کنند. کریم اسلامی بهترین فالس ناین حال حاضر فوتبال ایران است که بدلیل چرخه معیوب بازیکن سازی و استعدادیابی در ایران، خیلی دیر به سطح اول فوتبال کشور رسید. کریم اسلامی پس از حضور چندین ساله در لیگ آزادگان در انتقالی از باشگاه بادران به نساجی مازندران پیوست که هم در فصل گذشته و هم در این فصل که سکان هدایت تیم را ساکت الهامی برعهده داشت، در نقش فالس ناین به میدان می رفت که در این بین نساجی برای اولین بار توانست به قهرمانی جام حذفی برسد و کریم اسلامی نیز بعنوان بهترین گلزن تیمش در لیگ بیست و یکم شناخته شد.
مسئولیتهای فالس ناین زمانی که تیم مالکیت توپ را در اختیار دارد چیست؟
یکی از مهمترین مسئولیتهای فالس ناین حرکت زمان بندی شده از سمت مدافعین به سمت خط هافبک جهت دریافت توپ، هنگامی که که تیمش به مدت زیادی مالکیت توپ را در اختیار دارد و یا در ضد حملات می باشد. این حرکت به سمت خط هافبک، مدافعین مرکزی را دچار سردرگمی می کند که آیا فوروارد را تا نیمه زمین همراهی کنند یا او را رها کنند و در جایگاه خود باقی بمانند. اگر فالس ناین زمانبندی درستی داشته باشد می تواند که به تیم حریف آسیب برساند.
یک فالس ناین در سطح بالا نیازمند آگاهی محیطی بسیار بالا می باشد. از این لحاظ که کجا بایستی توپ گیری کند تا از خط دفاع حریف تحت پرس قرار نگیرد. این توانایی به فالس ناین کمک می کند تا به فضای خالی ایجاد شده برود و با هم تیمیهایشان بازیسازی نماید.
همچنین یک فالس ناین قهار بایستی چندین مهارت مثل توانایی حمل توپ بالا، دریبل زنی و … را به صورت همزمان دارا باشد. در نهایت، نیازمند توانایی تمام کنندگی بالا از زوایای مختلف بخصوص تحت پرس دفاعی بازیکنان می باشند. باتوجه به اینکه فالس ناین اغلب به عقب بر می گردد که توپ گیری، بازیسازی و فضاسازی نماید بایستی به سرعت کافی را جهت اضافه شدن به خط حمله و حضور در محوطه جریمه را داشته باشد.
مسئولیتهای فالس ناین زمانی که تیم مالکیت توپ را در اختیار ندارد چیست؟
فالس ناین فقط وقتی تیمش صاحب توپ است نسبت به یک مهاجم مرکزی سنتی متفاوت عمل می کند و وقتی که تیمش صاحب توپ نیست، فالس ناین اغلب وظایفی مشابه وظایف یک مهاجم عادی را انجام می دهد. 
وظیفه اصلی دفاعی فالس ناین در ضد حملات است که باعث ایجاد برتری عددی در خط هافبک جهت بازپس گیری توپ می شود. 
فالس ناین وقتی تیمش به مدت زمانی زیادی در حال دفاع کردن است، در بالاترین موقعیت در زمین (در مرکز و نه کناره ها) قرار می گیرد. جلوی پاس دادن به هافبکهای دفاعی را می گیرد و همچنین مدافعین وسط را هم پرس می کند.ا
مزیتهای استفاده از فالس ناین چیست؟
بازیکنی که نقش فالس ناین را دارد با بازی رو به عقبش، باعث ایجاد فضا در خط دفاعی تیم حریف می شود، اگر مدافع مرکزی حریف، فالس ناین را پرس کند فضایی برای سایر بازیکنان مثل وینگرها و هافبکهای تهاجمی جهت نفوذ ایجاد می شود. اگر مدافعین کناری به سمت مرکز خط دفاعی بیایند و جای مدافعین مرکزی را پر نمایند، جای خودشان خالی می شود و فضایی جهت حمله به تیم حرف می دهند. اگر هیچ مدافعی فالس ناین را پرس نکند، فالس ناین می تواند در فضای بین خطوط دفاعی و هافبک صاحب توپ شود. اگر یکی از مدافعین مرکزی به سمت فالس ناین برود و او را پرس کند، سایر هم تیمی های فالس ناین در خط هافبک می تواند از فضای ایجاد شده نهایت بهره وری را ببرند.
معایب استفاده از فالس ناین چیست؟
استفاده از فالس ناین نیازمند مهاجم مرکزی ای است که دو ویژگی داشته باشد: 1) توانایی بالا در بازی با توپ و 2) توانایی توپ گیری تحت فشار بین خطوط دفاع و هافبک. بدون این دو ویژگی، استفاده از فالس ناین بی فایده می گردد.
همچنین، بهره گیری از فالس ناین به این معنی است که هیچ خطری در بازه زمانی کوتاه در مرکز خط دفاعی حریف احساس نمی شود، در نتیجه فشار کمتری به خط دفاعی حریف جهت عقب رفتن وارد می شود. این همچنین به این معناست که تیم حریف از طریق سانتر از جناحین نیز کمتر مورد حمله قرار می گیرد.
اگر تیم حریف از دفاع سه نفره استفاده کند، به راحتی می تواند فضاهایی که در مرکز خط دفاعی تیمشان ایجاد می شود را مدیریت کنند و پوشش دهند، حتی اگر یکی از این سه دفاع فالس ناین را دنبال کند.    
 
منابع:
breakingthelines
اخبار داغ 
فابرگاس تو بارسا هم تو تعدادی از بازی ها فالس ناین بازی کرد. دل بوسکه هیچی از خودش نداشت. بازیکن، ایده، سیستم و کلن همه چیز بارسا رو تو یورو و جام جهانی کپی کرد فقط مسی رو نداشت. همون اوایل بارسای پپ کسی گفته بود ایده فالس ناین مسی پیشنهاد تیتو ویلانووا به پپ بود. تیتو یه ایده پرداز فوق العاده بود. بعد از تیتو دیگه پپ هیچ دستیاری مثل اون گیرش نیومد که کمک فکری تاکتیکی خوبی بهش بکنه
عالی
بنزما هم که هیچ
بنزما کل دورانش توی رئال کارش بازیسازی بود این ۳ سال اخر همزمان گلزنی هم میکرد
بنزما: نگاییدم.
طرف سه ساله عملا همزمان هم ۹ کلاسیکه هم ۹ کاذب.
در 2 می سال 2009، بارسلونا در یکی از حساسترین بازیهای لیگ در سانتیاگو برنابئو به مصاف رقیب همیشگی خود رئال مادرید رفت………….
اینو دوبار نوشتید
دوست دارم ببینم ویرتز تو این پست چه عملکردی میتونه داشته باشه
مصدومیت بدی داشت
چند بند از قسمت لیونل مسی دوبار نوشته شده لطفا اصلاح بشه
برای فالس ناین باید وینگرهای گلزنی داشته باشی یا یه فالس به تمام معنا مثل مسی متاسفانه یکی از دلایل موفق نبودن سیتی این‌چندسال این بود که نه وینگر گلزنی داشت و نه فالس خیلی خوبی که کارو تموم کنه
نکته قابل توجه اینه که خود کرویف در دوران هدایت بارسلونا از میشل لادروپ به عنوان شماره نه دروغگو استفاده می کرده که عقب نیومده و دفاع تیم به هم ریخته می‌شده. به قول کرویف، من و فان باستن جز بهترین بازیکن های تاریخ هلند هستیم و هر دو مهاجم هستیم، اما نقش ما متفاوته.
قابل توجه دوستان لیورپولی که میگن فیرمینو کیه ؟ چرا تو تیمه ؟! هزار بار بیشتر عرض کردم برین نقش بابی تو سیستم کلوپ رو مطالعه کنین بعد بگین بابی کیه !!! الان اگه نونیز جا بیفته بجاش تو اون نقش عالی میشه دیگه سن اش بالا رفته
رونالدو یک مقطع بسیار کمی توی ۲۰۰۸ پست فالس ناین بود که البته خوب هم کار کرد
این بازیشو با ویگان ببینید
https://www.google.com/url?sa=t&source=web&rct=j&url=https://www.aparat….
در کل توی فالس ناین بهترین کرایوف و بعدش هم مسیه
دوستان یووه ای بنظرتون ولاهوویچ فالس ناین هست ؟
اگه بتونه اینکارو انجام بده امسال از دیدن بازی دیماریا و کیه زا لذت میبریم به راحتی میتونن از کناره ها نفوذ کنن
عالی
ولی یه سوال پپ چرا رفت سیتی ؟
مربی با اون همه افتخا ر بره یه تیم بی افتخار عجیبه
مسی اون سالها ویران کننده بود
اینکه 9 کاذب یک مفهوم تاکتیکی (قدیمی) در فوتبال هست، واضح هست که هنوز نقش مهمی در آینده فوتبال بازی می کنه. اساساً جایگزین شماره 10 سنتی شده که به دلیل نیازهای فیزیکی و تاکتیکی جدید بازی در آستانه انقراض قرار داره.
پپ فوتبال مدرن رو از روش های مختلفی تغییرداده.اما بارز ترین ویژگی اش ،تغییر مکان مسی از کنارِ زمین به وسط و قرار دادن اش تو پست ۹ کاذب بود.بعد از اون تو بازی های ملی،تیم ها شروع کردند که ازاین سیستم بدون مهاجم استفاده کنند .ویسنته دل بوسکه، از فابرگاس تو این پست تو جام جهانی ۲۰۱۰ استفاده کرد.این موضوع مشخص کرد که حتی بدون مسی هم میشه این روش رو به کار برد.
۹ کاذب شاید ازلحاظ لغوی برای فوتبال نوین باشه.اما همین طور که تو متن گفته شد کاربرد اش سابقه دیرینه داره.۹ کاذب مهاجمی هست که محوطه ی جریمه را برای پوشش و حمایتِ خط هافبک رها میکنه
حالا یک نکته هم بگیم برای اطلاعات تاریخچه ای فوتبال اینکه چرا به این بازیکن ها ۹کاذب میگن
در قدیم که بازیکن ها شماره ی خاصی نداشتند ، بازیکنان مهاجم(وسط) شماره ی ۹ رو می پوشیدند.
پس موقعی که بازیکن شماره ی ۹ در خارج از محدوده و تعریف شدش به وسیله مربی خارج میشد،بهش ۹ کاذب(یا همون False 9) می گفتند.
همون طور که تو متن اشاره شده اولین بارتو دهه ی ۳۰،تیم ملی اتریش که به واندر تیم معروف بود،از ماتیاس سایندلار به عنوان مهاجم نوک استفاده می کرد.
سایندلار تو اون زمان عمق را برای ساختن فضای خالی بین مدافعان حریف،رها می کرد.
بعد ها تو دهه ی ۵۰ تو بلغارستان ناندور هایدکوتی این نقش را ایفا می کرد.
اما تو فوتبال مدرن،اولین مثال،فرانچسکو توتی زیر نظر مربی این تیم در فصل۲۰۰۷-۲۰۰۶،یعنی اسپالتی بود.
اما ظهور ۹ کاذب بعد از موفقیت توتی تو این پست تیم های اروپایی سعی زیادی بر استفاده از ۹ کاذب داشتند
.سر الکس فرگوسن سعی کرد بااستفاده از سیستم بدون مهاجم با به کارگیری رونی،توز و رونالدو داشت.حتی ونگر هم از ون پرسی تو ۲۰۰۹ تو این پست استفاده کرد. و بعضی اوقات ونگر از مهاجم دیگه مثل بتندر یا ادواردو کنار ون پرسی استفاده می کرد.اما بهترین نوع مسی توبارسای پپ بود که خوش درخشید.عقب اومدن مسی و از دسترس خارج بودن اش برای مدافع های حریف،دلیل مهمی برای موفقیت های بارسلونا تو اون زمان بود.برای اثبات این موضوع نتیجه ی ۰-۵ ال کلسیکو نشون دهنده حضور مسی به عنوان ۹ کاذب هست
اما تو عرصه ی ملی،برای اولین بار تماشاگرا تو فینال یورو ۲۰۱۲ به وجود این بازیکن پی بردند.سسک فابرگاس که هافبک تهاجمی بود به عنوان مهاجم نوک بازی کرد و اسپانیا ۴_۰ایتالیا رو برد اهمیت این موضوع رو نشون داد
https://www.tarafdari.com/node/2150953?did=37597057#discuss-37597057
رمال قطری کیست
رونی هم تو این نقش زیاد به کار میرفت
پارسال که گوندو زیاد گل میزد فالس بود
یا کسه دیگه بود که باعث میشد گوندو گل بزنه؟
پست خوبی بود در مورد بازیکن های فالس ناین.
ولی به نظرم فوتبال از وقتی بی مزه شد که پست شماره ۱۰ کلاسیک به حاشیه رفت یا بازیکن شماره ۱۰ با کیفیت کم شد.
فالس ناین در ایران با سجادشهباززاده شروع میشه؟!
در فوتبال ایران بازیکن در سطح مسی و کرایف نداشتیم که همه فن حریف باشن ولی بازیکنایی داشتیم که وجهی از ابعاد یه فالس 9 کلاس جهانیو بروز دادن:
◀اولین بار در ایران مشابه اون شیفتینگ در سیستم WM در بازی تاریخی صعود به المپیک 64 در امجدیه توسط یه اعجوبه خوزستانی بنام حمید برمکی اجرا شد؛
برمکی مهاجم که جای دهداری مصدوم بازی کرد بدلیل جنب و جوش و تکنیک بالا استاندارد جدیدی تو فوتبال ایران گذاشت…
در اهمیت اون بازی همین بس که اون روز یه نوجوون 17 ساله که برای اولین بار تیم ملی دعوت شده بود روی نیمکت چنان از بازی برمکی الهام گرفت که تبدیل شد به بزرگترین فوتبالیست تاریخ ایران: سرداردلها قلندرتنها پرویز قلیچ خانی؛
◀ولی وظیفه فالس 9 بعنوان فضاساز تو ایران با ورود اوفارل شروع میشه:
اوفارل چون در منچستر بدلیل پیری چارلتون و دنیس لاو ایده استفاده از بازیکنای باصطلاح کارگر در کنارشونو پیاده کرده بود در ایرانم همین ایده رو داشت کمااینکه با ورود اوفارل صفر ایرانپاک بدلیل عدم بازگشت به عقب برای توپگیری خط خورد و از امثال غلامحسین مظلومی در پستای جدید با وظائف متفاوت استفاده شد تا اینکه اوفارل یه جوون گمنام از انزلی کشف کرد بنام غفور جهانی….نه گل میزد نه تماشاگر پسند بازی میکرد ولی مثل اولیور ژیرود همچون کارگری متواضع در خدمت تیم بود؛
به جاش وینگرایی مثل عادلخانی و خورشیدی و گل سرسبدشون حسن روشن از فضای ساخته شده بهره میبردن…
◀جرقه وجه بازیسازی در مقام فالس 9 تکنیک و هوش علی پروین بود ولی تحرک لازمو نداشت (بهمین دلیل اوفارل بطور تنبیهی یه مدت خطش زد) تا اینکه ممدصادقی ظهور کرد ولی ثبات لازمو نداشت…در نهایت خداداد عزیزی در مقطعی بالاترین سطح یه فالس 9 در فوتبال ایرانو ارائه داد…
اول اینا رو بگید تا برسیم به دوران معاصر و این چفت و لوچایی که اسم آوردید!!
source

تولید محتوا
شینگل
گوگل ادوردز
سئو سایت
جهان خبری
اتو خبری
فرهنگی خبری
سرگرمی خبری
اقتصادی خبری
علمی خبری
سلامتی خبری
تکنولوژی خبری
یک سایت دیگر با وردپرس فارسی
با افتخار قدرت گرفته از WordPress | Theme: Newsup by Themeansar.

source

توسط mohtavaclick