مروری بر کارنامه بازیگری امیلیا کلارک
نگاهی به فیلم «آپولو ده و نیم: کودکی در عصر فضا» | سفری به نوستالژیای دهه شصت
برترین‌های اسکارلت جوهانسون | به دنبال هنر
برترین‌های طناز طباطبایی | از فیلم «مرهم» تا سریال «یاغی»
برترین‌های اسکارلت جوهانسون | به دنبال هنر
برترین‌های امیلی بلانت | یک بریتانیایی در قلب آمریکا
نقد و بررسی بازی پژمان جمشیدی در علفزار
نقد فیلم «علف‌ زار» | درام ملتهب دادگاهی
برندگان اولین جشن بزرگ کانون کارگردانان مشخص شدند | گزارش تصویری
نویسنده : علی زنداکبری
زمانی‌که کودکی سه ساله بود نمایش موزیکال «قایق» زندگی‌اش را دگرگون کرد. نمایشی که پدرش پیتر کلارک مردی از وولورهمپتون به‌عنوان طراح و مهندس صدا در آن حضور داشت، همان موقع جادوی بازیگری او را احاطه کرد. کلارک متولد ۲۳ اکتبر ۱۹۸۶ در لندن است اما در آکسفوردشر بزرگ شد. مادر او جنیفر، یک تاجر است. وقتی ده ساله بود پدرش او را برای تست به یک تئاتر وست‌اند (تئاتر حرفه‌ای فعال در منطقه وست‌اند لندن) برد. بعدها در مصاحبه‌ای با مجله تایم اوت در سال ۲۰۱۶ اظهار داشت: «من به مدرسه شبانه روزی شیکی رفتم، اما دختر شیک مدارس شبانه روزی نبودم.»
پس از فارغ‌التحصیلی به سه مرکز مدرسه موسیقی و نمایش گیلدهال، آکادمی موسیقی و هنرهای نمایشی لندن و … اما از هیچ‌کدامشان نتوانست پذیرش بگیرد. او سرانجام موفق شد وارد مرکز درام لندن شود و در سال ۲۰۰۹ و در سن بیست‌و‌سه سالگی از آنجا فارغ‌التحصیل گردد. امیلیا کلارک در مدرسه چند کار نمایشنامه‌ای از جمله «داستان وست ساید» و «شب دوازدهم» را کار کرد. همچنین در سال ۲۰۰۹ در تولید «حس»، محصول مشترک شرکت تئاتر فرشتگان و مرکز درام لندن ظاهر شد. یکی از نخستین نقش‌های وی در فیلم کوتاه «سگ را رها کن» در دانشگاه لندن بود.
پس از فارغ‌التحصیلی در چندین نقش تست داد و به کارهای مختلف روی آورد. در دو فیلم تبلیغاتی برای خیریه «ساماری ها» بازی کرد و سپس نقش کوتاهی در یک سریال نه‌چندان مطرح به نام «پزشک‌ها» ایفا نمود.اما پس از تست و انتخاب برای نقش «دنریس تارگرین» برای سریال «بازی تاج و تخت» زندگی هنری‌اش دگرگون شد. امیلیا کلارک طی سال‌های ۲۰۱۱ و ۲۰۱۳ دو عمل خطرناک مغزی را پشت سر گذاشت.
 
امیلیا کلارک بازی خاصی از خود به نمایش گذاشت و تبدیل شخصیت دنریس تارگرین از دختری نازک‌نارنجی به بانویی توانمند را با هنرمندی خود به‌خوبی به تصویر کشید و نقش‌آفرینی‌اش از سوی منتقدان مورد استقبال گرفت و او مرزهای موفقیت و شهرت را با این سریال پشت سر گذاشت. او چندین‌بار برای ایفای این نقش برنده و یا کاندید جوایز مختلف شد و برای هر قسمت ۱ الی ۲ میلیون دلار دستمزد دریافت می‌کرد.
او در این سریال با هنرمندانی همچون کیت هرینگتون، لینا هیدی، پیتر دینکلیچ، ایان گلن، شان بین، جیسون موآموآ، سوفی ترنر، ناتالی دورمر، میسی ویلیامز، رز لزلی، جو دمپسی، جاناتان پرایس، هانا موری و… هم‌بازی بود. این سریال پربیننده‌ترین مجموعه‌ی تلویزیونی در شبکه‌ی اچ بی او به حساب می‌آید. سریال چند خط داستانی را دنبال می‌کند؛ ابتدا جنگ بین خانواده‌های اشرافی برای به دست آوردن تخت آهنین و پادشاهی هفت اقلیم سپس حمله موجوداتی افسانه ای از شمال در هنگامه‌ی فصل زمستان و سومین خط داستانی آن مربوط به تلاش فرزندان شاه برکنار شده برای بازپس‌گیری میراث خانوادگی تاج و تختشان است.
 
داستان فیلم در مورد گروه موسیقی تازه تشکیل شده است. این گروه در سال ۱۹۹۰ به جزیره‌ی اسپایک سفر می‌کنند تا با گروه مشهور استون‌رز ملاقات کنند. کمدی درامی که بازی جذاب امیلیا کلارک را به همراه داشت. او نقطه‌ی تعادل پنج شخصیت پسر فیلم را به وجود می‌آورد؛ آدم‌هایی عاشق موسیقی که گروه خود را تشکیل داده‌اند اما برای دیدن گروه مورد علاقه‌شان راهی سفری می شوند که شخصیت‌های هرکدامشان را درطی سفر هم برای خودشان و هم برای دوستانشان بیش از پیش مشخص می‌کنند. او در مواجه با تناقض‌های هرکدام از شخصیت‌ها وجه دیگری از بازی خود را به نمایش می‌گذارد، هرچند فیلم می‌توانست بهتر و پخته‌تر کارگردانی شود اما کلارک وظیف خود را در فیلم به‌خوبی انجام داده است. او در فیلم با آدام لانگ، آنتونیا توماس، لسلی منویل و مایکل سوشا همبازی است.
 
دام همینگوی نام شخصیت اول فیلم است، او که خلافکاری با سابقه‌ی بد است و پس از دوازده سال از زندان آزاد می شود. او بعد از بازگشت به خیابان‌های لندن به دنبال به دست آوردن داشته‌های مادی و معنوی سال‌های از دست رفته‌اش است. در حالی‌که در دوره‌ی زندان همسرش از دنیا رفته و او حالا تنها یک دختر دارد که ازدواج کرده و صاحب یک فرزند پسر است اما دختر از پدرش به‌خاطر عملکرد بد در زندگی‌اش دل‌خور است. نام این دختر اولین است که نفش آن را امیلیا کلارک ایفا می‌کند.
او زخم‌های کهنه‌ی روزگار سخت و بی‌پدر و بی‌مادری را در عمق وجود خود حس می‌کند. حال که خود مادر شده است و آن را دوچندان در زندگی‌اش لمس می‌کند. توازنی که او در سال‌های تنهایی زندگی‌اش به دست آورده با ورود پدر دچار اختلال می‌شود. امیلیا کلارک با بازی زیرپوستی یکی از بهترین نقش‌های سینمایی‌اش را ایفا می‌کند و نقش پدر او را جود لو، بر عهده گرفته بود. همچنین ریچارد ای گرانت و دمیان بیچیر دیگر بازیگران همراه او در فیلم هستند.
 
این فیلم در گیشه بسیار موفق بود و با بودجه‌ای ۱۵۵ میلیون دلاری ۴۴۰ میلیون دلار فروش نمود. فیلم به جز امیلیا کلارک و آرنولد شوارتزنگر که شخصیت و هویت اصلی این مجموعه فیلم‌هاست. «نابودگر» از حضور بازیگران دیگری چون جیسون کلارک، جای کورتنی، مت اسمیت، لی بیونگ هان، کورتنی بی. ونس، دایو اوکینی، جی. کی. سیمونز، مت اسمیت و گریف فرست بهره برده است.
داستان فیلم نیز از آنجا آغاز می‌شود که جان کانر در حال غلبه بر اسکای نت، سرباز معتمد خود کارل رایس را برای محافظت از مادرش سارا کانر به گذشته می‌فرستد، در حالی‌که سارا در نه‌سالگی توسط یک نابودگر یتیم شده و توسط نابودگری دیگر برای حفاظت برده شده است و این چیزی نیست که ستوان رایس انتظارش را داشته باشد… منتقدان بازی امیلیا کلارک را در نقش سارا کانر پسندیدند و بازپرداخت شخصیت کانر را که از فیلم‌های گذشته برداشت شده بود را تائید نمودند. ضمن آنکه کلارک خود نیز از طرفداران مجموعه فیلم‌های «نابودگر» و «آرنولد» بود و از حضور در فیلم احساس رضایت داشت.
 
یکی از بهترین نقش آفرینی‌های امیلیا کلارک بی‌شک در فیلم «من قبل از تو» است. فیلمی که علاوه‌بر موفقیت در جدول پرفروش‌ها، نظر مثبت اهالی سینما را نیز همراه خود داشت. کلارک در فیلم نقش دختر ساده ای را دارد که باید از معلولی کج‌خلق که امید چندانی به زندگی ندارد، نگهداری کند. او رفته‌رفته مشاهده کرد که ویل ترینر را که در تصادفی فلج شده، تغییر می دهد و طعم لذت از زندگی را به او می‌چشاند. در حالی‌که این همه ماجرا نیست و امیلیا کلارک نقش دختر ساده‌دل و ساده‌پوش را به بهترین نحو اجرا کرده است و تماشاگران را برای بازگرداندن زندگی به شخصیت ویل با خود همراه می‌کند. او در فیلم با سم کلفلین، جانت مک‌تیر و چارلز دنس هم‌بازی‌ است.
 
فیلمی در ژانر معمایی- رازآلود کلارک در نقش ورنا می‌درخشد. هرچند به فیلمنامه «صدایی از سنگ» ایراداتی وارد شد ولی کلارک کار خود را به‌خوبی انجام داد. از دیگر بازیگران این فیلم می‌توان به رمو جیرونه، لیزا گاستونی، ادوارد درینگ، کاترینا مورینو و مارتون چوکاس هستند. کلارک در نقش یک پرستار جوان مصمم وارد قلعه‌ی متروکه‌ای در منطقه‌ی توسکانی می‌شود تا به یک وارث جوان که قادر به تکلم نیست، کمک کند. اما هرچه زمان می‌گذرد در می‌یابد او تحت طلسم موجودی قدرتمند است که در دیوارهای سنگی ویلا اسیر شده است. امیلیا کلارک علاوه‌بر ارتباط برقرار کردن با پسر نوجوان باید از رازهای این قلعه نیز آگاه شود، در حالی‌که رفتارهای اعضای خانه نیز او را مشکوک می‌کند. همین چرخش شخصیت ورنا کاراکترش را در نوسانی سه‌وجهی قرار می‌دهد که او علاوه‌بر مدیریت آن در نهایت شخصیت خود را قابل‌باور در می‌آورد.
 
فیلم حول شخصیت هان سولو در فیلم اصلی جنگ ستارگان می‌گردد که در آن فیلم هریسون فورد ایفاگر نقش آن بود. حال سولو به اتفاق نامزدش کیرا (امیلیا کلارک) در سیاره‌ی کورلیا با گروه محلی خلافکاری درگیر هستند. سولو هنگام فرار از دست این باند موفق می‌شود اما کیرا به دست این گروه اسیر می شود و سولو با خود عهد می‌بندد که برای نجات کیرا بازگردد. سال‌ها بعد هان سولو که حالا از افراد ارتش امپراطوری شده با همراهی نفراتی چون چوبابتا بازمی‌گردند تا رویدادهای تازه‌ای را از سر بگذرانند.
نقش کیرا در فیلم برعهده‌ی امیلیا کلارک است که یکی از نقاط‌قوت فیلم محسوب می‌گردد چراکه منتقدان علی‌رغم آنکه فیلم را نپسندیدند، بازی او را ستایش کردند. او نقشی کلیشه‌ای را با خلاقیت‌هایی خود ساخته، باورپذیر و مخاطب‌پسند نمود. هم‌بازیان او در فیلم آلدن ارنرایک، تندی نیوتون، پل بتانی، وودی هارلسون، دونالد گلاور، جوناس سوتامو،آنا فرانکولینی و … هستند، فیلم در گیشه هم موفقیت کمی داشت.
 
داستانی واقعی از مامور اف‌بی‌آی مارک پوتنام که در حال تعقیب سارقی در دهه‌ی ۷۰ وارد شهر کوچکی در ایالت کنتاکی شده و در آنجا با دختری به نام سوزان اسمیت آشنا می‌شود. سوزان که قبلا گرفتار یک فروشنده مواد مخدر شده و از طریق او وارد دردسرهای شبکه‌ی مواد مخدر محلی نیز گردیده است، تبدیل به خبرچین مامور اف‌بی‌آی نیز می‌گردد. اما وقتی دیگر به درد این مامور نمی‌خورد اتفاقات دیگری برایش رخ می‌دهد… فیلم علی‌رغم داستان جذابش مشکلات فیلمنامه‌ای و کارگردانی دارد اما بازی کلارک در فیلم به چشم آمد.
دختری که در زندگیش جز ظلم و سوء‌استفاده از جامعه‌ای فاسد بهره‌ای نبرده است. کلارک درد درون شخصیتش را با دنیای خشن بیرونی چنان ترکیب کرده است که گویی خود سوزان اسمیت نقش خود را ایفا می‌کند. او با تیم بازیگری فیلم شامل جک هیوستون، تورا بیرچ، سوفی لو، جانی ناکسویل، آستین هبرت و… نهایت تلاششان را برای اجرای این اکشن جنایی به‌کار می‌گیرند.
 
فیلم «آخرین کریسمس» از کمدی-رمانتیک‌های معمول هفته‌های نزدیک به روزهای کریسمس است. داستان فیلم درباره‌ی دختر جوانی به نام کیت است. او علاقه‌مند به خوانندگی است، صدای خوبی هم دارد و البته ترانه‌ی مورد علاقه‌اش، آخرین کریسمس جورج مایکل فقید است. کیت علاقه‌ای به کارش ندارد و در فروشگاهی کار می‌کند که مخصوص لوازم کریسمس است.
اما آشنایی اتفاقی او با تام مثبت‌اندیش زندگی‌اش را متحول می‌کند. فیلم مورد استقبال مخاطبان قرار گرفت و با بودجه‌ای بیست‌و‌پنج میلیونی بیش از صد و ده میلیون فروش داشت و امیلیا کلارک در نقش کیت علاوه‌بر ایفای نقش جوانی لجباز و تودار در نیمه‌ی اول فیلم، شخصیت پرشور و سرزنده‌ای را نیز در نیمه‌ی دوم فیلم اجرا می کند. ترکیب بازی کلارک در کنار بازیگرانی با تجربه همچون اما تامپسون و میشل یئو و البته هنری گلدینگ فیلم را برای مخاطب عام دل‌پذیرتر کرده است.
برترین‌های طناز طباطبایی | از فیلم «مرهم» تا سریال «یاغی»
معرفی بهترین سینماهای تهران
نگاهی به فیلم «آپولو ده و نیم: کودکی در عصر فضا» | سفری به نوستالژیای دهه شصت
برترین‌های اسکارلت جوهانسون | به دنبال هنر
آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.






آخرین اخبار
مروری بر کارنامه بازیگری امیلیا کلارک
برترین‌های طناز طباطبایی | از فیلم «مرهم» تا سریال «یاغی»
معرفی بهترین سینماهای تهران
نگاهی به فیلم «آپولو ده و نیم: کودکی در عصر فضا» | سفری به…
منتخب سردبیر
نگاهی به برترین فیلم های ترسناک ۴ دهه اخیر | مغزهای پریشان…
تاثیر هایده صفی یاری بر سینمای ایران | تدوین‌گری که بر فیلم…
برترین فیلم های علی شادمان | پسر خوب سینمای ایران
نقد فیلم «علف‌ زار» | درام ملتهب دادگاهی

source

توسط mohtavaclick